ما از چه گروهيم ندانيم « محبّى » * كز همدمى گبر و مسلمان نشكفتيم
يا
دردا كه « محبى » به صد اندوه و ملال * محروم شد از جمال آن تازه نهال
از مرگ هزار بار دشوارتر است * هجرى كه در او نباشد اميد وصال
جميلى بخارى در فن معما رسالهاى به نام او تصنيف كرده است . مير قلبابا به پيروى بخارايى به شعراى بخارا نيز ارادت داشت . نك : تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 515 و ج 2 ، صص 554 - 554 ؛ تذكرة الشعرا ، ص 270 ، 247 ، 462 - 459 و عرفات العاشقين ، ص 1162 .
شرح
( 235 ) . اسپيجاب ( اسفيجاب ، اسبيجاب ) : ناحيه و شهرى در ماوراء النهر . برخى از جغرافى دانان چون اصطخرى و ابن حوقل آن را از توابع چاچ و يكى از كورههاى ماوراء النهر دانستهاند . اسپيجاب ظاهرا مقارن يورش مغولان به ماوراء النهر به سيرام تغيير نام يافت و نام سيرام تنها در منابع دورهء مغول و تيمورى به اين شهر اطلاق شده و قبل از آن به اسپيجاب شهرت داشته است . سيرام امروزه از نواحى چيكمنت ، واقع در جمهورى قزاقستان است . براى اطلاعات بيشتر بنگريد به دايرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 8 ، صص 139 - 137 .
( 236 ) . خجاكت : نام محلى در تاشكند .
( 237 ) . آققورغان / قرغان : نام ناحيهاى در تاشكند .
( 238 ) . خواجه محمد سلطان : به گفتهء مؤلف تاريخ راقم وى مشهور به چوخانى سلطان بود .
( 239 ) . ايل برقو : از قبايل ازبك در ولايت نور بخارا . نك : تحفه شاهى ، برگ 55 .
( 240 ) . عبد المؤمن خان ازبك : به نوشتهء مطربى سمرقندى :
« پادشاهى بود به غايت نازكطبع و باريكمزاج . خلايق را به جرم اندك عقوبت بسيار كردى . فاما با وجود غيورى و متهورى و رقتطبع ، قدم از جادهء شريعت غرّا و ملت بيضا ، بيرون نمىنهاد و همواره همت عالى نهمت بر ترفيه خواطر علما و فضلا و شعرا مىگماشت و پيوسته مطمح نظر كيميااثر ، طريق عدل و نصفت را مىداشت . »
اشعار زير از سرودههاى اوست :