تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
نصيب تيغ دو سر باد ، پاره‌پاره دلم * اگر ز فكر ميانت كند كناره دلم
يا
از گفتن شعر ، دل صفايى يابد * شاعر به جهان ، نشور و نمايى دارد اوصاف بتان‌گوى ، اگر گويى شعر * تا آينهء دلت ، جلايى يابد
ظريفان ماده تاريخ فوت او را چنين يافته‌اند :
شه ظالم طبيعت عبد مؤمن * كه از ظلمش خلايق آرميدند چو كرد او نيت قتل بزرگان * قضا را اين سخن‌گردان شنيدند پى قتلش به فرمان الهى * اميران تيغ از هر سو كشيدند به نيش خنجر تير جگردوز * همان دم پشت و پهلويش دريدند چو او بدبخت بود از تن سرش را * بريدند و به كام دل رسيدند از آن‌روگشت تاريخ وفاتش * « سر بدبخت را ميران بريدند »
« نبرد دشمن » از ديگر ماده تاريخهاى مرگ اوست . اورسنجى بدخشى رساله‌اى در احوال اكابر بلخ به نام عبد المؤمن خان نوشته است . نك : تاريخ راقم ، ص 172 ؛ تذكرة الشعرا ، صص 140 - 139 ؛ تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 404 و تذكره مقيم خانى ، صص 116 - 113 .
شرح
( 241 ) . طخارستان ( طخيرستان ، تخارستان ) : منطقه‌اى در امتداد سواحل جنوبى جيحون وسطا و عليا . تخارستان در معناى وسيع‌تر كلمه مشتمل بوده بر بلخ قديم . به گفتهء بار تولد در دورهء اسلامى ، تخارستان شامل همهء سرزمينهاى مرتفع وابسته به بلخ واقع در چپ و راست مسير علياى جنوبى جيحون مىشد . به نوشتهء لسترنج : « در خاور بلخ واقع و به محاذات ساحل جنوبى رود جيحون تا حدود بدخشان امتداد دارد و از طرف جنوب به رشته جبال باميان و پنجهير محدود مىگردد . طخارستان شامل طخارستان بالا و طخارستان پايين بوده است . نك : معجم البلدان ، ج 1 ، ص 322 ، 453 ؛ جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 453 و براى اطلاعات بيشتر نك : دانشنامه جهان اسلام ، ج 6 ، صص 692 - 691 . ( 242 ) . يلنگتوش بى : وى در سال 1028 ه ق مدرسه‌اى در سمرقند بنا كرد . مولانا مير حاج