سمرقند در سال 988 ه ق به قتل رسيد و در مدرسهء جدش ابو سعيد خان ، در جوار ولدش به خاك سپرده شد . اين رباعى را بر سنگ قبر او نقش كردهاند :
سلطان جهانشاه بهادر سلطان * بر اوج فلك بگشت ماه تابان
چون بود به خورشيد مقابل شب و روز * از رشك فلك بكشت و كردش پنهان
نك : تذكرة الشعرا ، صص 154 - 153 و تاريخ و نظم و نثر ، ج 1 ، ص 586 .
شرح
( 218 ) . جوانمرد على سلطان : به نوشتهء مؤلف تاريخ راقم وى در 986 ه ق به قتل رسيد . نك :
تاريخ راقم ، صص 149 - 150 . وى مردى باذوق بود و به تركى و فارسى شعر مىگفت و بديرى تخلص مىكرد . نك : تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 572 . در شواهد قبور آل شيبانى ، ص 27 آمده كه جوانمرد على خان در 990 ه ق درگذشت .
( 219 ) . نوقا : نام موضعى در ميانكال .
( 220 ) . ابو الخير سلطان : در سال 986 ه ق به قتل رسيد و در شاهرخيه به خاك سپرده شد . به گفتهء مطربى سمرقندى :
« وى پادشاهى بود به غايت شوخطبع و فتنهانگيز و عجايب مظهر كين و مظهر ستيز ، هرچند روزى شورى مىانگيخت و گرد فتنه بر فرق خلق مىبيخت و خون جمعى مىريخت . اگرچه در امور شجاعت و مبارزت ، دانا و عاقل بود ، فاما از طريق حزم و احتياط غافل و عاطل مىنمود . خفت بر مزاج لطيفش غالب و به عيش و نشاط طالب و به ارتكاب مناهى و ملاهى راغب بود . اوقاتش بيشتر به مجالست و مخالطت شيرينلبان شكرخند و پرىطلعتان سمرقند مصرف مىگرديد . »
ابو الخير سلطان اهل شعر بود و به فارسى و تركى شعر مىسرود و بزمى تخلص مىكرد .
ابيات زير از سرودههاى اوست :باز در سر هوس تيغ و سنان است مرا * باز شاهنشهى هر دو جهان است مرا
دل گرفت از پدر و هم ز جوانمردى او * آبرو در قدم حضرت خان است مرا
خان خانان و شه عالميان عبد الله * آنكه در دولتش آسايش جان است مراظريفان ماده تاريخ مرگ او را « دوستم سر بريده » يافتند . نك : تذكرة الشعرا ، صص 146 - 145 ؛ تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، صص 573 - 572 و تاريخ راقم ، ص 150 .