خان نمىگنجيد در روى زمين دردا كه شد * اين زمان تاريخ فوتش « خانهء زيرزمين »
نك : تاريخ راقم ، ص 143 . به نوشتهء مؤلف تاريخ نظم و نثر وى در 940 ه ق در سمرقند بر تخت نشست و در 979 ه ق درگذشت . او پادشاهى صوفى مشرب و از مريدان شيخ حسين خوارزمى بود . مير رستم سمرقندى پسر خواجه نظام الملك مدتى در دستگاه وى در سمرقند منصب انشاء داشت . نك : تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، صص 572 - 571 ، 585 .
شرح
( 215 ) . فرب ( فربر ) : نام شهركى از بلاد ماوراء النهر بر لب رود جيحون . نام اين شهر در كتب جغرافيايى چون حدود العالم و تاريخ بخاراى نرشخى به صورت فرب ضبط شده است .
مسعودى گويد : « فربر دو ميل از رود فاصله دارد و از فربر تا بخارا پايتخت سامانيان هيجده فرسنگ است » . به گفتهء ياقوت « شهر كوچكى است بين جيحون و بخارا به فاصلهء يك فرسخ از رود و فربر به رباط طاهر بن على معروف است . » از لب جيحون تا فرب يك فرسنگ است . فرب مسجد جامع بزرگى با ديوارها و سقفهايى از خشت پخته داشت .
ريچادن فراى دربارهء آن مىنويسد : « نام قريهاى است كه تا امروز باقى مانده و در كنار رودخانهء آمو مقابل شهر جديد چهارجوى فعلى واقع است » . نك : تاريخ بخارا ، ص 196 ، 197 ، 26 ، 27 ؛ التبية و الاشراف ، ص 57 ؛ معجم البلدان ، ص 897 و حدود العالم ، ص 106 .
( 216 ) . دوستم سلطان : پسر نوروز احمد خان بود . مولف مذكر احباب دربارهء وى مىنويسد :
« پادشاه زادهاى نيكو خصال ، طبع لطيفش به شجاعت و سخاوت مايل ، به صحبت علما و فضلا ميل تمام دارد و مجلس عاليش را از اين طايفه خالى نمىگذارد و پيوسته شعرا و ندما را جليس مجلس عالى مىسازد و جهت انشراح قلب گاهى به شعر مىپردازد » .
بيت زير از سرودههاى اوست :نافهء آن ال مشكين آهوى چنين چون بديد * از خجالت پوست پوشيد و ره صحرا گرفتنك : مذكر احباب ، ص 44 .
( 217 ) . بهادر سلطان : به گفتهء مطربى سمرقندى وى در جنگ ميان عبد الله خان و سلاطين