اسماعيل بخارى و امام دارانى سمرقندى نزد او حديث خوانده و نيز از او روايت كردهاند .
نك : مزارات هرات ، ج 1 ، ص 13 و ج 3 ، صص 134 - 130 .
شرح
( 208 ) . باغ زاغان : باغ مشهورى واقع در بيرون حصار هرات ، در گوشه شمال غربى و از آثار ملوك كرت كه امير تيمور گوركانى در سال 782 ه ق ، كوشك باغ زاغان را تختگاه خود كرد . به نوشتهء خواندمير اين باغ روزگارى متعلق به ميرزا ابو القاسم بابر بود . ابو القاسم شهاب الدين احمد خوافى از آن با نام باغ زاغان سلطانى ياد كرده و نوشته كه اين باغ تختگاه سلطان حسين بايقرا بوده و ايلچيان را در آنجا به حضور مىپذيرفته است . نك :
روضات الجنات ، ج 1 ، ص 48 ؛ خلاصة الاخبار ، ص 203 و زبدة التواريخ ، ج 1 ، ص 459 .
( 209 ) . از « در اواخر ماه مذكور متوجه خراسان شده . . . همت ارتفاع پذيرفت » با اندكى تفاوت در حبيب السير ، ج 4 ، ص 540 آمده است .
( 210 ) . عبد العزيز خان : مؤلف تاريخ راقم دربارهء وى نوشته است :
« عبد العزيز سعادتنشان مخلص و معتقد درويشان بود و به صدق در قيد ارادت در سلسلهء عقيدت مرشد صاحب كمال و سالك هدايتمآل حضرت شيخ جلال بوده و شيخ از مريدان حضرت خواجه مولانا شمس الدين محمد روحىاند و حضرت مغفورى را با وجود شغل جهاندارى و شغل مملكتگذارى و هواى شهريارى بندگى حضرت الهى در كماهى به جاى مىآورد ، سر نمىپيچيد و گردن اطاعت را هميشه به طاعت نهاده بود و اوامر و نواهى حضرت بارى را به جاى مىآورد . اما هر چند كه در ايام سلطنتش تفرقه در ميان سلاطين بسيار بود و طبع لطيف و خاطر شريفش به عمارت مىپرداخت و عمارت عالى مىساخت و بعضى از آن بناها خانقاه و حظيرهء مزار فيضآثار حضرت قطب الابرار خواجه بهاء الحق و الدين شاه نقشبند است و ديگر مسجدى كه درون حصار بخارا واقع شده كه او را مسجد مغاك گويند . مير سيد شريف راقم سمرقندى ماده تاريخ فوت او را « حيف از عبد العزيز خان » ضبط كرده است . عبد العزيز خان در سال 957 ه ق درگذشت و در كنار مرقد بهاء الدين نقشبند به خاك سپرده شد . او خط نسخ را نيكو مىنوشت . اهل شعر بود و عزيزى تخلص مىكرد و به فارسى شعر مىسرود . »
نك : تاريخ نظم و نثر ، ج 1 ، ص 605 ؛ تذكره مقيم خانى ، ص 94 ، 97 و تاريخ راقم ، صص 127 - 126 .
( 211 ) . برهان سلطان : مولانا نظام كه از علماى آن ايام بود ، ماده تاريخ مرگ او را چنين ضبط