شرح
( 69 ) از « سلطان محمود خان والى تاشكند . . . چو درياى عمان كه آيد به موج » با اندك تفاوتى در شيبانىنامه صص 53 - 57 آمده است .
( 70 ) مولانا عبد الرحيم صدر تركستانى : وى در صميران از قصبات ولايت تركستان متولد شد .
در جوانى به سمرقند رفت و به تحصيل علوم پرداخت . سپس به هرات رفته و بعد از بازگشت به تركستان چنان وانمود كرد كه از محضر علما و فضلاى هرات بهرهمند شده است . با آمدن محمد خان شيبانى به تركستان به حضور او شتافت و مورد عنايت وى قرار گرفت و به سمت صدارت وى منصوب شد . او در فتح سمرقند اموال خواجه قطب الدين يحيى و فرزندانش را به تصرف درآورد . مؤلف حبيب السير دربارهء وى مىنويسد :
« راقم حروف به كرات از وى استماع نموده كه مىگفت اگر عقل مرا با عقول تمام عقلا بسنجند ، بر همه فايق مىآيم و دانش من به مرتبهاى است كه اگر شيخ ابو على سينا زنده شود ، در حين مباحثه او را الزام مىنمايم . . . . »
نك : حبيب السير ، ج 4 ، ص 381 و احسن التواريخ ، ص 71 .
( 71 ) سلطان اويس ميرزا : پسر سلطان محمود ميرزا پسر سلطان ابو سعيد كه چون والدهء او از خانان مغول بود ، به خان ميرزا شهرت يافت . در 913 ه ق . با رضايت بابر به حكومت بدخشان رسيد اما در 916 ه ق . شيبك خان آن ناحيه را گرفت . ازاينرو شاه اسماعيل لشكرى به فرماندهى تيمور بهادر خان به سرحد قندوز و حصار شادمان و بدخشان فرستاد . چون در سال 920 ه ق دو سردار ازبك يعنى جمشيد سلطان و مهدى سلطان كه حكومت حصار و بدخشان را داشتند ، در جنگ با سپاه بابر ميرزا كشته شدند ، شاه اسماعيل حكومت ولايت حصار و بدخشان را دوباره به خان ميرزا داد . سلطان اويس ميرزا سرانجام در 928 ه ق . در بدخشان درگذشت . وى اهل شعر بود . نك :
حبيب السير ، ج 4 ، ص 98 ، 516 ؛ تذكره روضة السلاطين و جواهر العجايب ، ص 38 و عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 39 .
( 72 ) از « سلطان اويس ميرزا ولد سلطان محمود ميرزا . . . عرضه داشتى ظاهر ساخت » عينا در شيبانىنامه ، ص 63 آمده است .