از دولت ايران [ دارد ] . كسى با او دوستى كند ، در مورد معاشرت خيلى خليق و متعارف است .
در باب زمين ميرزا اسمعيل خانى شرحى مرقوم فرمودهايد ، سابقا عرض كردم ميرزا قوام حاشيهء قباله را نوشته است . جناب شريعتمدار آقاى آقا ميرزا حسن آشتيانى هم اقرار آن را در حاشيه مرقوم داشتهاند . قباله هم نزد آقا غلام حسين قمشهاى است . جزئى حرف هنوز ميان ورثه است . قباله به مهر جناب امين الملك كه وصىّ مرحوم ميرزا اسمعيل خان مىباشد ، رسيده . بنچاق آن هم كه باقر خان به ميرزا اسمعيل خان فروخته است ، گرفته شد . جناب معتمد الدّوله دخالتى نداشتهاند .
در خصوص باغ البتّه به نحو مرقوم معمول خواهد شد ، مراقبت كرده و خواهم كرد . در قوس هم جاكار و درخت كشته خواهد شد . در باب طلب از ميرزا عميد صرّاف ، دويست تومان بقيّهء قيمت زمين را بدهند ، حساب ما با او كلّى نخواهد بود .
نقدا با اين دويست هزار تومان از او گرفته شده كه هزار و يكصد تومان در وجه آقا عبد الحسين و قيمت زمين داده شده . برات چهل و هشت تومان شش هزار را به بدايع نگار سپردم كه با پولشان تسليم نمايند . در باب كفش و شالگردن روز جمعه چهارم ربيع الثّانى ، كه پنج روز ديگر باشد ، مصحوب غلام سفارتى ارسال مىدارم .
نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . بندهزاده حسين به عرض دستبوسى مصدّع است . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 29 ربيع الاوّل 1309 .
عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه نوشته بود يك فانوس نزد سركار فرستاده است كه به تهران بفرستيد . در اين باب چيزى مرقوم نفرموده بوديد .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٤٠٠