تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧

صد و بيست و شش

قربانت شوم ! تعليقهء رفيعهء مورّخهء هفدهم شهر حال شرف وصول ارزانى داشت ، شكايت سختى از عدم ارسال اجوبهء مطالب مرقوم شده بود . جواب هيچ‌يك از مطالب كتيبه را معطّل نگذاردم . افسوس دارم از اين‌كه عمل پست تهران اين اوقات خيلى اشكالات حاصل نموده است . از سه ساعت به غروب مانده ، ديگر پاكت كسى را ، به موجب اعلانى كه قبلا نموده‌اند ، نمىگيرند . هفتهء گذشته پاكتى به عنوان سركار عالى نوشته بودم ، در دفتر مانده بود كه با پست سفارتى به پست‌خانه فرستاده شود . سركار ميرزا زين العابدين خان ، هنگامى كه مخلص به ناهار رفته بود ، به گمان اين‌كه پاكت كاشان سه‌شنبه مىرود ، نگاه داشته پست سفارتى را فرستاده بودند . پس از مراجعت ملاحظه شد پاكت مانده است . مصحوب آدم خودم به پست‌خانه فرستادم . در آن‌جا هم چون وقت گذشته بود ، قبول نكرده بودند . فردا كه روز شنبه ، بود ميرآخور سفارت ، پست سفارتى را كه هفتهء گذشته براى نوشهر و هندوستان داده بودند معاودت داد كه از وقت حركت چاپار گذشته ، قبول نكردند . دو پاكت هم از مخلص يكى به عنوان سركار و ديگر به عنوان نورچشمى ميرزا عبد اللّه در اصفهان در جزو پاكات معاودت داده شد ، برگشت كه روز شنبهء گذشته ارسال شد . مخلص اگرچه چند روز بوده به دندان‌درد و كسالت مزاج مبتلا بوده ، ولى اجوبهء مطالب را حتّى الامكان معوّق نگذارده‌ام . الآن هم بقيّهء دندان‌درد باقى است . مع‌هذا اضطرارا به دفتر آمده و در اين وقت كه پاكت شريف محتوى به دو قطعه برات حواله كه وجه آن دويست و پنجاه تومان است كه در وجه مقرّب الخاقان ميرزا مهدى خان والد بدايع نگار داده شود و برات ده تومان به حوالهء عالىجناب آقا ميرزا محمود