صد و بيست و نه
قربانت شوم ! تعليقهء شريف حاكى از استقامت حالات بهجت آيات عالى ، و به ميمنت و مباركى مراجعت از قم ، و اصل آمد . خداوند شاهد است كه نهايت بهجت و مسرّت روى داد . مخصوص از اينكه حضرت اجلّ اشرف دويست تومان مواجب ديوانى براى آن محبوب جان مقرّر فرمودهاند . اين مطلب آرزوى قلبى اين مهجور بوده ، ولى نه به اين مبلغ قليل . كرارا هم عرض مىكردهام كه اجارهدارى گمرك مثل كشتى بر آب است . نوعى مىكنند كه منصب و مواجبى از ديوان تحصيل فرماييد .
منصب سررشتهدارى خزانه را به حمد اللّه داريد . مواجب لازم بود .
در باب امورات اين و لا چند فقره سؤال فرموده بوديد . اوّلا در باب طلب مرحوم ميرزا شيخ على دقيقهاى غفلت ندارم از اينكه استيفاى تمام حقوق خودمان را بنمايم . عجالتا چند قطعه سنگ ابتياعى آن مرحوم است كه در سفارت موجود است كه با سركار ميرزا زين العابدين خان قرار دادهايم كه فروخته ، بىاطّلاع ساير طلبكاران ما بين بنده و ايشان كه از نواره صاحب كه حاليه در فرنگستان است وكالت دارند ، تقسيم شود . نواره صاحب محاسب سفارت است . هفتصد تومان از مرحوم ميرزا شيخ على طلبكار بوده ، مقصود اين است غفلت ندارم .
در باب عمل آقا عبد الكريم ، مشار اليه صبح آن شبى كه در بنده منزل بود ، بهطور دوستى قرار داد كه شبى را اطّلاع بدهد كه به اتّفاق سركار ميرزا زين العابدين خان منزل او رفته ، امر را بگذراند . هنوز خبرى از مشار اليه نرسيده است و مدّتى است گذشته .
در باب باغ ، حالا قوس است و بايد جاىكار اشجار خشكيده شود . چهارصد اصله درخت تخمينا لازم است كه بايد ابتياع شود و غرس گردد . در باب قبالهء زمين ،