مستحضر است ، با كمال سختى مدّعى بود كه مصالحه نامهء تو ساختگى است و چون پاى سفارت در ميان آمد ، جناب امين الملك نتوانست منظور خود را مجرى بدارد ، اين همراهى كلّى هم كه مخلص براى پيشرفت كار آقا عبد الكريم كرده و سفارت را در اين كار قيام داد ، براى اين بود كه مكرّر اظهار مىداشت اگر اين ماليّه نصيب من شود بيشتر آن را اراده دارم به اماكن مقدّسه بفرستم . بدين لحاظ من هم با اين ، پى حقيقت همراهى كردم .
بارى ، مطلب ديگر اينكه سركار يك طلاقنامه براى دختر مرحوم حاجى محمّد رضا بفرستيد كه بدان وسيله اگر بخواهد شوهر كند ، بتواند . مادرش خيلى التماس و جزع و فزع نموده است . چون در آن محلّه شهرت كرده كه سركار رجوع فرمودهايد و هنوز در حبالهء تصرّف شما است . مخلص هم وعده دادهام كه به سركار مىفرستم تا چه جواب آيد .
نور چشمان عزيز را ديده بوس فرماييد . از سلامتى آنها مستحضر و خشنودم فرماييد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 15 صفر 1309 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 389
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٨٩