صد و بيست و دو
محبوب جان من ! دو سه روز قبل تعليقهء شريف و اصل آمد و از استقامت مزاج قدسى امتزاج عالى مسرّت بالاخص حاصل گرديد . مرقوم فرموده بوديد در نواحى و حوالى كاشان به گردش تشريف بردهايد . ان شاء اللّه به خوشى و انبساط بوده است .
اميدوارم امساله به شرف لقاى آن محبوب در تهران نايل شوم . گمان مىكنم در آخر سال با عزّت و اقبال در تهران تشريف بيآوريد . در باب عمل زمين ميرزا اسمعيل خانى شرحى مرقوم داشته بوديد . به جان خودت كه عظيم قسم است ، دقيقهاى غفلت در اين كار ندارم . چهارصد تومان از بابت قيمت زمين مزبور داده ، دويست تومان آن را نگاه داشتهام كه اختلاف ورثه مرتفع شده ، قباله را به شرايطى كه القا كردهام ، تمام كرده ، بدهند و بقيّهء قيمت را دريافت نمايند . از آن چهارصد تومان قدرى براى مخارج خودشان گرفتهاند . جلوى زمين را هم به نحوى كه دستورالعمل داديد ، ديوار كشيده ، دربى هم كار گذارديم .
هفتهء قبل ميرزا قوام به اتّفاق ميرزا على خان برادر ميرزا رفيع خان سرتيپ وزارت خارجه ، كه با ميرزا زين العابدين خان خودمان كمال يگانگى و دوستى دارند ، در قلهك آمده ، بعضى اسناد اظهار داشتند كه مشعر بود بر حقّ داشتن ميرزا قوام و خواهش نموديد بقيّهء تنخواه داده نشود تا حقّ او را از تنخواه قيمت زمين معيّن نمايند و از قرار معلوم قدرى از چهار صد تومان وجه به او داده شده است . اميدوارم همين چند روزه قبالهء آنجا به دست بيآيد . مقصود اين است اين عمل به طورى مستحكم شود كه بعد از اين حرفى حاصل نشود . چندى قبل كسان باقر خان پشت خانهء خودشان را از سر كوچه تا حدّ خودشان ، به قدر نيم ذرع ، زمين كوچه را