حفر كرده ، خاك آنجا را بردند و روى نهر را هم گشوده نمودهاند ، كه كالسكه و درشكه متعسّر است از آن كوچه عبور نمايد . اين بىعدالتى را به وزارت خارجه اظهار داشته كه دو نفر مأمور معيّن شد كه حضرات را مجبور نمايند كه كوچه را به حالت اوّل رجع دهند .
در باب اجارهخانه ، پسر تاجرباشى روس مايل شده است اجاره نمايد . پريشب در شهر رفته ، بر حسب دعوت ، خانهء حاجى ميرزا حسن صرّاف شيرازى مانده ، صبح كه به خانه آمدم ، اين مطلب را استماع نمودم و قرار بوده است اين دو روزه آمده آنجا را ببيند . استاد كاظم را گماشتهام چند روز است مشغول تعمير است .
مقرّب الخاقان ميرزا ابو القاسم خان هم از خانهء حاجى على محمّد خان به نقطهء ديگر انتقال نمودهاند . سركار هادى خان هم به مهجور اطّلاع دادهاند اسبابى كه در آنجا گذاردهايم ، به جاى ديگر بايد منتقل شود . فردا اراده دارم محض اين كار به شهر رفته ببينم چه بايد كرد و همچنين وعده كردهام به اتّفاق آقا ميرزا آقا شب دوشنبه را در منزل جناب آقا ميرزا اسد اللّه رفته ، حساب با ارباب قطع و فصل شود ، ولى گمان نمىكنم اين عمل اينطورها قطع و فصل گردد .
دو سه روز قبل در باب طلب از ارباب به سفارت شكايت نموده ، مراسلهء رسمانه به جناب مستطاب اشرف امين السّلطان صادر نمودهام كه به رسيدگى جناب امين الملك طلب مخلص از مشار اليه وصول و عايد شود . اراده دارم اين مراسله را خودم به جناب معظّمله تقديم نموده ، حضورا هم مقاصدى كه دارم معروض دارم .
اين شخص طورى كرده است كه مخلص به جدّ تام ايستاده با او مخاصمه نمايد .
نمىدانم سركار به او چه مرقوم داشتهايد كه متمسّك شده است به مرقومات سركار عالى . من كه خودم را با حالت حاليّهء او حاضر نمىبينم كه از نيم شاهى طلب حقّ خود صرفنظر نمايم . محتاج نيست و من هم باج بده به او نيستم . اتمام صحبت هم تابهحال به او شده . ديگر صبر و تحمّل بس است . مقدّمه چيدهام كه زمان رفتن به شهر از ييلاق مدّتى اوقات خود را صرف اين كار نمايم . تمام ورثهء حاجى على احمد كور حاضرند به همراهى و كمك مخلص ، هزار تومان ماليه كه بلاحقّ برده ، برگردانند .
اينكه در ابلاغ سفارت به جناب مستطاب امين السّلطان ذكر رسيدگى جناب امين الملك شده است ، محض اين كار است كه جناب امين الملك از تعليقات ارباب
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٨٨