ضميمهء اين خانه به خانههاى مخلص الزام و ابتياع آن از نان شب و روز واجب بود ، زيراكه ما بين حياط بيرونى و اين خانه عمارت دورويى ساخته مىشود كه خيلى بر محسّنات خانههاى مخلص افزوده خواهد [ شد ] . به تمام حال آرزومند بودم كه اين محلّ به ملكيّت مخلص درآيد . تمام دوستان هم تحريض و ترغيب مىكردند كه اين خانه را ابتياع نمايم تا به عون الهى و توجّهات باطنى آن محبوب ، من هم عمل خانهء مزبور را كه ششصد و شصت ذرع مساحت شده ، به تازگى گذشت ، به مبلغ ششصد و پنجاه تومان وجه قيمت آن شد ، در دادن وجه قيمت يكصد و شصت تومان از والدهء بندهزاده حسين استقراض نموده دادم ، هفتاد و پنج تومان هم از مواجب قورخانه و سفارت دادم . در مقام لزوم و اختتام دويست تومانى كه به جناب آقا عبد الحسين پرداخته بودم ، قبض ايشان را به توسّط جناب آقا ميرزا آقا دادم ، دريافت نموده ، از بابت قيمت خانه دادهام تا حال چهارصد و سى و پنج تومان از بابت وجه خانهء مزبور دادهام .
حال از اين عنوانات و تشريحات مقصود اين است چيزى از تنخواهى كه نزد مخلص بوده ، استعانت از سركار جستهام . آن محبوب هم از مخلص تنزيل توقّع نداشتهايد ، من هم در موقع يگانگى ، تنزيل منظور نيآوردهام ولى حقّ قديم و مقتدر قديم شاهد است به درجهاى امتنان باطنى داشته كه فوق آن متصوّر نيست و به جان و روان از مبدع اكوان استقامتى مىجويم و درخواست مىنمايم كه به نحوى در آنجا تلافى اين احسان را بنمايم ، به طورى كه خود آن محبوب در موقع رضايت تامّ و مسرّت خاطر داده شويد .
به حقّ حقيقى در موارد هيچكس ، مخصوص در موارد آن محبوب محترم ، به خطا و خيانت نبودهام و الطاف كاملهء او ظلّ شأنه نخواهد گذاشت در نايرهء انفعال وارد باشم . اگرچه من و شما در مبادى امر به انتساب قدسيه همقدم بودهايم و مال و اموال من در سعّهء انتساب راجع به خود آن قدوهء احباب بوده ، ولى چه كنم كه طرّارى در نفوس معكوس ، پرده از باطن حال كشيده به ملايمت لسان و طلاقت بيان خود را از مخلص پيشقدمتر نمودار ساخته و به وساوس خفيّه ، كه چندان نيّات مستورهء آنها جهرا مكشوف نشود و غرضى ملحوظ نيآيد ، اشارات و كنايات عديده در طى مكاتيب خود نمودهاند كه خاطر لطيف آن محبوب مشوب شده ، در باطن رشتهء اطمينان و توجّهى كه داشتهايد ، به مقراض شبهات نزديك ساختهاند .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 382
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٨٢