مجدّدا زحمت مىدهم كه مرقوم فرمودهايد كه پنجاه تومان براى تسطيح زمين زياده بوده است . دو سال قبل مخلص زمين باغچهء كوچك اندرونى در قلهك را به نيم ذرع خيلى كمتر برگردانيدم . خداوند شاهد است ذرعى سيصد دينار بيشتر از بنده گرفتند و آن هم در صورتى كه عمله ارزان بود . زمينى كه در هر نقطه از آن گودالهاى عميق هست ، براى اينكه خاك آنجاها را برداشته ، براى ساخت ديوارهاى دوره ، خشت زدهاند و در نقاط ديگر كمال ارتفاع ، چهگونه دو هزار ذرع آن از قرار ذرعى پنج شاهى زياد است . به علاوه اينكه مجدّدا تمام آن ميل خورده و سنگهاى قلوهاى از زمين كشيده شده ، خارج ريختهاند و كرتبندى و نهر و خيابانبندى شده است . هم سر همان زمين كه الحال مسطّح شده ، در زيردست جناب آقا سيّد مرتضى ديدهاند . از ايشان جويا شويد به چه شكلى است و به چه وضعى است . سركار دور نشسته و حضور نداريد ببينيد خدمت كردهام يا خيانت . مورد الطاف باشم يا عتاب و خطاب . حالا كه نامساعدى بحث و وفادارى با دوستان را متّصلا به انعكاس جلوه مىدهيد . رضائا به عطاء اللّه و تسليما لأمره ! زياده [ از ] حدّ تصديع شد .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٣٧