تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥

صد و شش

قربانت شوم ! ان شاء اللّه همواره به فروغ انوار الهيه و طلوع آثار ربّانيه روشن و مسرور و شادكام بوده باشيد . تعليقهء رفيعهء عالى شرف وصول ارزانى داشت . اوّلا در باب صورت‌حساب و تربيتى كه به خطّ خودتان در سه فرد مرقوم و ارسال داشته بوديد ، مشاهده نمودم . ليكن به‌واسطهء اين‌كه اليوم روز حركت پست است و زمان مشاهدهء تفصيله و نوشتن آن به نحوى كه مرقوم فرموده‌ايد ضيق داشت ، لهذا موقوف داشت به هفتهء آينده . ولى مختصرا به سركار عالى عرض مىكنم از همين صورت‌هاىحساب وصول و فروع تنخواه معيّن و معلوم مىشود و بر خاطر عالى مكشوف و معلوم است كه بيست و پنج سال است كه از وضع و ترتيب حساب عارى و خارج شده‌ام . عمل انشاء هم غير از عمل حساب است . خوب بود خود سركار محض معاونت بنده ترتيب آن را به نحوى كه مطابق قانون حساب است ، مرقوم و ارسال فرماييد كه از همان ترتيب نوشته ، معاودت دهم و هم‌چنين تفريغ‌نامه‌اى مرقوم فرموده كه مشتمل بر تنخواه محلّى و تنخواه نزد صرّاف بوده ، ارسال فرماييد كه تكليف و وظيفهء مخلص توضيحا معلوم و درصدد وصول مطالبات برآمده ، اقدامات به عمل آيد . مكرّر به سركار عالى نوشته و عرض كرده‌ام كه تنخواه محلّى را خود وصول كرده ، مىرسانم . حال سركار عالى چنين داشته‌ايد ، استعفا از وصول مطالبات كرده‌ام ، يا اين‌كه در انجام خدمات راجعه شانه خالى كرده باشم . اين عرايض و اظهارات نيست مگر از خستگى وارده از ردّ و بدل با مردم بىعدل و بىانصاف . نه انحصار به كارهاى راجعه به سركارى دارد . حقّ قديم آگاه و عليم است كه كارهاى سركار را هم از