صد و هفت
قربانت شوم ! هفتهء گذشته تعليقهء رفيعه ، وقتى شرف وصول ارزانى داشت كه هنگام حركت پست گذشته بود . اگرچه به موجب القائات اين مهجور ، عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه شرحى معروض داشته و هفتهء قبل از آن هم خود مخلص مفصّلا تصديع خاطر محترم عالى پرداخت ، ولى حيرانم كه مرقوم شده است كه عريضه به لحاظ شريف نرسيده . همينقدر مشعوف و مسرورم كه مزاج قدسى امتزاج عالى الحمد للّه به صحّت و استقامت مقرون است . اميدوار چنانم كه در مرتبهء روحانيّت و انبساط خاطر و اجتماع حواس هم در نهايت فرح و نشاط بوده باشيد .
به عون اللّه و فضله و كرمه !
مطلب ديگر كه مرقوم شده بود ، اظهار عدم توافق عمل گمرك و ارادهء برات كردن هزار تومان است و حال آنكه هفتهء قبل تنخواه موجودى نزد صرّاف را به عرض رسانيده ، ضمنا خود مخلص و هم عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه معروض داشته بوديم پانصد تومان به موعد بيست روز و دويست هم بعد از آن ، نزديك به همان موعد حواله فرماييد . صورت محاسبه را هم نور چشم مشار اليه همراه خواهد آورد .
ولى دو دفعه است كه معمار و واسطهء ورثهء مرحوم ميرزا اسمعيل خان آمده ، عمل زمين را گفتوگو نموديم و از قرار ذرعى سه قران قطع و فصل شد و فردا كه روز سهشنبه است ، قرار است قباله نوشته شود . ششصد تومان قيمت دو هزار ذرع زمين مىشود . در اين صورت مقتضى است كه تنخواه حواله نفرماييد . همينقدر بدانيد كه در خصوص اين زمين خيلى تدابير به عمل آمده و مقدّمات چيده شده است كه اراضى به فروش رسيدهاند و حسن كار اين است كه ورثهء مزبوره ، محلّهء دورى