تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣

صد و پنج

قربانت شوم ! تعليقهء شريف شرف وصول بخشيد . ظهور مراتب الطاف و استقامت مزاج عالى شعف و مسرّت افزود . هفتهء قبل به عرض عريضه تصديع افزا شدم ، ولى مرقوم داشته‌ايد عريضهء من وصول نيافته است . خيلى تعجّب است . پاكت آن به توسّط جناب آقا ميرزا آقا فرستاده شد . بارى عالىجاه نور چشم عزيزم ميرزا عبد اللّه روز بيست و چهارم شعبان به سلامتى وارد شد . از مراتب الطاف و توجّهاتى كه از طرف سركار عالى در اين مدّت زمان مشاهدهء حال او شد ، خيلى شاكر و ثناخوان است ، زيراكه حقيقتا به منزلهء برادر كوچكى از خودتان مقرّر بوده است و تا زنده است ممنون و رهين الطاف شامله هست . صورت‌حساب سنهء ماضيه را لفّا ارسال داشتم . مطالب لازم را هم چون عالىجاه مشار اليه عريضه و مهجور هم دو روز است كسالت و صداعى دارد ، به نگارش مطالب مزبوره مبادرت ننمود . حال لازم است مرحمت فرموده ، تفريغ‌نامه‌اى از صورت‌حساب مزبوره به جهت مهجور به خطّ خودتان مرحمت و ارسال فرماييد . تنخواهى كه نزد خود اين مهجور است ، ساعى بر رسانيدن آن هستم . سركار عالى مىدانيد كه خود اين فانى ، هميشه وجوه به مردمان قرض مىداد و هيچ وقت قرض‌دار نبوده ، الحال به عون الهى و يگانگى حقيقى و برادرى معنوى ، كه ما بين متحقّق است ، خود را به منزلهء غير مقروض مىدانم ، ولى چون عادت به قرض نبوده‌ام ، يك نوع عدم آسودگى خيال حاصل است و تا اين وجه ادا نشود ، فراغت بال روى نخواهد داد . باغ‌بانى كه فرستاده بوديد ، وارد شد . قلمه‌ها هم رسيد . ولى همه
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 333 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه