تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
تومان مىشود . سركار در تفريغ حساب باز تأكيد به مقرّب الخاقان هادى خان بنويسيد و اتمام اين عمل را بخواهيد . مخلص نمىتواند در هر مسأله تمام مذاكرات و صورت حركات و مكالمات حاصله را همه هفته شرح و بسط دهم و اين‌كه خود را در اين ناملايمات و واردات سخت و ايرادات هريك وارد ساخته و گاهى نصيحتم مىكنند و گاهى از اخلاق صميمه و حدّت طبع و تندى مزاج و عدم مآل‌بينى نسبتم مىدهند ، همه محض امتنان امر و هم‌راهى با اخوان الصّفا بوده و اللّه . تصوّر كنيد هادى خان خوب روشى پيش گرفته‌اند . نصيحت و الفاظ قربانت بروم ، دردت به جانم ، دوست مشفق و آدم با تحقيقند و با وجود عدم شغل ، از مباشرى امرى و قبول آلايش اعتذار مىجويند و به هيچ‌وجه خود را در مكتب‌خانه و خطاب و عتاب معلّمى وارد نمىسازند . سركار ميرزا زين العابدين خان حاضرند به طورى كه مرقوم داشته‌ايد معمول دارند ، نقدا به طورى كه عرض شد صلاح‌بينى هادى خان شده ، تا بعد نتيجه حاصل آيد . در باب باغ مرحوم ميرزا شيخ على هم براى هم‌راهى حاضرند . تفصيل آن را در پاكتى كه در لفّ است خودشان نوشته‌اند . در خصوص زمين ميرزا اسمعيل خانى نهايت مراقبت را داريم . و اللّه من خود بيش از سركار مايلم اين امر به‌طور مطبوعى بگردد . در خصوص جعبهء دوا ، جعبهء مزبور را مصحوب مشهدى حسين مكارى على الآنى فرستادم . كرايهء آن را هم داده‌ام . ان شاء اللّه به سلامت خواهيد رسيد . اگر ممكن شود سوادى از كتابچهء مرقومه به خطّ جناب آقا سيّد ابو تراب به جهت اين مهجور بفرستيد . آن‌چه سابقا در خصوص ابره بيدگل عرض كرده بودم ، مقصود قبرك بيدگل است . [ ؟ ] عالىجاه آقا ميرزا ابراهيم خيلى تعريف مىكنند . ده عدد ايشان مىخواهند . از تعريف ايشان ميرزا زين العابدين خان هم مايل شدند ده عدد داشته باشند . سركار چرچيل صاحب هنوز به تهران وارد نشده‌اند . در خصوص دواى سر نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان ، دواى ماليدنى را ساخته ، با پست فرستادم . دستورالعمل استعمال گرفته ، مىفرستم . قبض مكارى را هم لفّا فرستادم . صورت‌حساب كلّ را ان شاء اللّه مىفرستم . تنخواهى از والدهء بنده‌زاده حسين مدّتى است كه به جاى وجه برداشتى خودم گذارده‌ام ، كه به سركار مقروض نباشم . محض
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 323 | منصوره اتحاديه (نظام مافی) / ميرزا حسين خان مبصر السلطنه