حساب معيّنا چه مىخواهد بگويد . هر ساعتى حرفى مىزند و ايرادى مىنمايد و مقصودش مغالطه است . »
بارى عاقبت بر سركار ميرزا ابو القاسم خان و باز برخوردهاى هادى خان مشخّص و معلوم شد كه ارباب بىجا حرف مىزند . با وجودى كه ارباب نزد من مجبور و مصبور است و علاوه بر آنچه بدهى او است سند از او دارم ، معهذا طورى صورتحساب او را نوشته ، وجه اسناد زيادى را انصافا منظور نيآورده است كه ببينم اين شخص حيا مىكند و ابدا شرم از چهرهء او هويدا نمىشود . بارى نصفهشب پس از صرف شام به اتّفاق جناب آقا ميرزا آقا رفتند و در منزل جناب آقا ميرزا آقا خوابيده ، صبح رفته بود .
صبح آن شب هادى خان و ميرزا ابو القاسم خان متّفقا از بىحسابگويى ارباب شكايت و مذمّت بسيار نمودند و قرار دادند پس از رفتن مشار اليها رقعه به سركار ميرزا ابو القاسم خان نوشته ، به اتمام تمسّكات ارباب نزد ايشان فرستاد . ضمنا اظهار نمايم كه من از تمام حساب ارباب صرفنظر نمودم . اسناد او را به او رد نماييد ، آن وقت همان نوشته را براى او خوانده ، خودمان دوستانه تفريغ حساب نموده ، به طورى كه مقصود است ، قرار اين امر را خواهيم داد . با مشورت با جناب آقا ميرزا آقا همين قسم نموده ، اسناد را نزد خان نايب الوزاره فرستادهام و روز گذشته ارباب به جناب آقا ميرزا آقا گفته بود روز يكشنبه صبح به خانهء نايب الوزاره بروند و فردا كه يكشنبه است خواهند رفت ، ببينم از اين تدبير چه نتيجه حاصل شده است .
حال تصوّر كنيد اگر خود شما بوديد ، تصوّر مىفرموديد در عاقبت اينگونه گرفتارىها و دچار زحمات و ناملايمات از چنين شخصى ظاهر شود ، با وجودى كه و اللّه جان كندم تا سى هزار تومان ماليهء هوايى را به زور سفارتى از جمعى مدّعيان قوى گرفته ، در دهن اين شخص انداختهام ، بدون اينكه دينارى از او متوقّع باشم .
حال اين نفس بىانصافانه در طلب حقّهء من ايرادات وارد مىآورد و به اندازهء آنچه نيكى و برادرى نسبت به او ظاهر كرد ، به وسايل جعليهء عواميّه متمسّك ، خاطرم را خسته كرده .
اگر در بعضى موارد ، مورد ايراد نمىشدم ، مىدانستم به چه نوع طلب خود را بلادرنگ از اين شخص دريافت دارم . از حرفهاى ناچيز مىترسم كه متصوّر مىكنند اين شخص شركت معنوى با آنها دارد . طلب واقعى اين شخص تخمينا سيصد
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٢٢