خود را در نفسالامر عاجز مىبينم كه منبعد بتوانم دخالت نمايم . ملاحظه كنيد همين در عمل ارباب كه به گمان دوست يگانه بوده است چهقدر روح و قلب مرا كاهيده است . كمر بسته است كه تمام طلب مرا به حرفهاى لاطايل باطل نمايد و محتمل است كار به جايى بكشد كه با كمال سختى و عدم صرف در ملاحظه با او وجه تمام اسنادى كه بالفعل دارم از او مطالبه نمايم و امر را راجع كنم به مداخلهء سفارت و حكومت . معلوم نيست كه اين مرد چه مىگويد . در مقابل اسناد صحيحهاى كه در دست است ، سر تا پاى حرفهاى آن معيّن نيست كه بتوانم موقعى كه شبهه حاصل گردد ، كجا است ، كه در اين عريضه عرض كنم و اين مطلب بر سركار ميرزا زين العابدين خان و سركار ميرزا ابو القاسم خان و جناب آقا ميرزا آقا بالبديهه معلوم و مشخّص است كه هادى خان از خدا بىخبر كه داداش جان شما است تفتين و احداث شبهه مىنمايد . حيرانم به ايشان چه كردهام يا شما به او چه كردهايد كه اين نحو مغايرت از او ظاهر و عداوت خفيهء باطنى در او موجود گرديده است .
سركار ميرزا ابو القاسم خان كه كارى ازش نبرده ، اسناد را مسترد ساخته ، فهرست خود را گرفتند . رقعهاى هم كه به ايشان نوشته بودم ، اين ملاحظه بود كه طورى بنويسم كه اگر به دست ارباب بيافتد ، نتواند به هيچوجه مستمسك شود . اگر شعور نيست و خبط و خطا دارم ، به اين قدرها هم بىمشعر و مدرك نيستم . اگر فريب خوردهام غالبا از دوستى بوده و اگر دچار زحمات و ناملايمات و استماع كلمات طعنآميز سخت شدهام ، بهواسطهء رعايت و تصوّر مقام محبّت بوده است .
دو سه روز قبل در منزل جناب آقا ميرزا آقا ، مجلسى تشكيل يافت . اجزاء مجلس سركار ميرزا زين العابدين خان و سركار ميرزا ابو القاسم خان و داداش جان و جناب آقا ميرزا آقا بودند . پس از رسيدگى به محاسبه و اسناد صحيحه ، صورت مجلسى نوشته شد كه بنده و ارباب و تمام اجزاء ، مهر كرديم . معهذا روز گذشته رقعهاى ارباب به سركار ميرزا زين العابدين خان نوشته بود كه در آن مجلس اجزاء طرفگيرى از حاجى آقا كردهاند و بايد مجلسى ديگر منعقد شود و با كمال تأكيد و اصرار ، خواهش كرده بود كه روز يكشنبه باز مجلسى با حضور جمعى ديگر كه اسم برده بود ، در منزل خودش منعقد شود . سركار معزىاليه هم در جواب بهكلّى از رفتن به آن محلّ امتناع نمودند . عصر دىروز خودش آمده و ايشان ملاقات نموده و به كثرات الفاظ و اطناب كلمات بىمغز و معنى ناطق شده ، پس از آن با كمال جدّ خواهش
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 326
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٢٦