صد و دو
قربانت شوم ؛ تعليقهء مفصّلهء آن محبوب ، محتوى بر اجوبهء مطالب اظهاريّه ، شرف وصول ارزانى داشت .
اوّلا ، شرحى مبسوط در خصوص معامله با ميرزا آقا خان سرهنگ مرقوم فرمودهايد و ضمنا اظهار داشتهايد كه :
« سابقا نوشته بودم كه زمين دعوايى هنگام معامله رهن و بيع شرط نگيريد . »
شكّى نيست كه منتها مرتبهء تحقيق و تدقيق در اين معاملات به عمل آمده و در به دو امر غور كامل شده است . چنانچه در معامله با ميرزا آقا خان جهات ملاحظات و تحقيقات وافيه منظور گرديده ، زمين مرهون بىعيب است . چون در جنب زمين ميرزا ابو تراب خان است و از زمين معزى اليه مرغوبتر است ، مايل به خريد است .
ولى هردو تنخواه نقدى بالفعل ندارند . ميرزا ابو تراب خان مايل است اين معامله به او واگذار شده ، تنخواه ما را بدهد .
در باب آقا عبد الكريم از بابت چهار شب قبل مشار اليه به اتّفاق مقرّبى الخاقان هادى خان و ميرزا ابو القاسم خان به بنده منزل تشريف آوردند ، مذاكرات بسيار شد .
جناب آقا ميرزا آقا هم تشريف داشتند . اوّلا هادى خان عتاب زياد نمودند كه :
« چرا ما بين من و ميرزا حسن خان تفتين كردى ؟ در چه وقت و چه زمان من حمايت ارباب را نمودم ؟ »
ارباب هم بدين كلام ناطق :
« حالا كه اينطور است و تنخواه راجع به ميرزا حسن خان شده است ، به دقّت آنچه تمامتر در اين حساب مداقّه خواهم كرد و معلوم نيست كه ارباب در اين