است به پستخانه رسيده است . حال نمىدانم كدام مغرض مفسدى گرفته است .
قربانت شوم ! الحال تعليقهء شريف و اصل آمد . و اللّه حيرانم اين چه وضعى [ است ] . الحال ده پانزده سال است كه وقتى اتّفاق نيافتاده است كه مكاتيب ماها به هم نرسد . از مفاد تعليقهء مزبوره چنين مفهوم مىشود . بهعلاوهء آن يك پاكت ، پاكتهاى ديگر من هم به شما نرسيده است . من كمال تضمين را كردهام . يقينا در كاشان عيب كرده است . به جدّ تمام در صدد تفحّص برآييد .
در خصوص زمين سفارت فرانسه ، مفصّلا به سركار نوشتم كه سفير فرانسه مايل شده است كه بر دستورالعمل ايشان و مهندسى يك نفر از خودشان آنجا را سفارتخانه بسازيم كه ايشان در آنجا ساكن شوند . مال الاجارهء چهار سال كه تقريبا دو هزار تومان مىشود ، پيش مىدهند . تمام مخارج بنّايى آنجا تخمينا هفتهشت هزار تومان خواهد شد . جناب آقا ميرزا ابراهيم رابط مذاكرهء اين مطلب هستند و به سركار نوشتم ايشان هم همه روزه اصرار دارند و جواب مىخواهند كه به جناب سفير معظمله عرض كنند و مىخواهند بدانند اگر ممكن نمىشود در خصوص زمين دكترى مذاكره كنند كه آنجا را به نحو مذكور سفارتخانه بسازند .
حيرانم از بدذاتى نفوس مغرضهء مشهدى حاجى آقا ! از كى طلبكار است . كلّى باقى آن است . لازم شد كه صورتحسابى ديگر بفرستم . مقصود زحمت دادن است و احداث مغلطه و توقّف زياد در كاشان و بهواسطهء بىكارى مشار اليه در تهران و ارادهء رجوع كارى به مشار اليه در كاشان . ان شاء اللّه صورتحساب ديگرى در هفتهء آتيه مىفرستم و همچنين صورتحساب خودتان را مىفرستم كه معلوم شود از چه قرار است .
سركار هادى خان تعجيل دارند كه يك مستغلّات به جهت سركار خان ابتياع كند .
يك نفر دلّال بازار ، ميرزا احمد نام را پيدا كردهاند كه مشار اليه دو سه مكان را پيدا كرده ، مىگويد ابتياع نماييد . يكى دو دالان تيمچهء حاجى على احمد كور است كه از قرار تومان سه عبّاسى در سال نفع مىفروشد كه قيمت آنجا تخمينا شش هزار تومان مىشود . يكى ديگر چهار باب دكّان و يك خانهء محقّر از خانهء قديمى سركار بالاتر ، زير بازارچه ، نرسيده به سرتخت است كه به نهصد تومان مىگويد . يكى ديگر دالان دراز كاروانسرا است نزديك به بازار پالاندوزها و عنوان سركار هادى خان اين بود كه از قرار مرقومات سركار خان بايد شش هزار تومان تنخواه نقد نزد تو باشد و
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٣٠٤