نود و هفت
قربانت شوم ! تعليقهء شريف به مورّخهء هفتم شهر حال ، شرف وصول ارزانى داشت . از محضر استقامت مزاج عالى ، نهايت مسرّت حاصل گرديد . كمال تعجّب روى داد كه مرقوم فرمودهايد پاكت مشتمل بر صورتحساب مشهدى حاجى آقا به سركار عالى نرسيده است . گذشته از صورتحساب مزبور ، قبض المثنّى مستمرّى حساب ميرزا محمود ، والد ميرزا عطاء اللّه را در لفّ همان پاكت فرستاده بودم . قبض اوّلى را كه معاودت داده بودند كه مستوفى محلّ امضا نمايد ، آن جزو كاغذهاى دفترى مفقود شده . بىچاره با زحمت زياد و تعارفات ، قبض ديگرى به مهر حسام السّادات و مستوفى محلّ تمام كرده ، به مخلص سپرد و مصرّا و اكيدا خواهش نمود كه خدمت سركار عالى فرستاده ، مستدعى شود توجّهى در وصول وجه آن مبذول فرماييد . قبض مزبور در جوف همان پاكت بوده و در يك هفته بعد از ارسال آن ، روزى نيست كه درب بنده منزل نيآيد و اوقات مخلص را مصروف مذاكرهء اين كار نكند . ماندهام حيران چه كنم . آنچه حدس مىزنم و ملاحظه مىكنم بايد در خود كاشان از كسان خود سركار پاكت مزبور را از پستخانه گرفته و به سركار نرسانده باشند و همچنين پاكت سركار عالى نيز همان شخص گرفته است . از ممتنعات است كه پاكت سفارتى را به پستخانه نرسانند . مذاكرات زياد و جستوجوهاى فزون از تعداد به عمل آمده ، چه در سفارت و چه در پستخانه . چيزى معلوم نشده است .
عقيدهء جناب آقا ميرزا آقا هم اين است كه در كاشان اين دو پاكت مفقود شده است . از پستخانهء آنجا جويا شويد . يمكن به عون الهى پيدا شود . الآن مراسلههاى سفارتى را از يك ماه قبل تاكنون در دفتر آوردهاند . پاكت مفقود در مراسله نوشته شده و يقين