هشتاد و هشت
قربانت شوم ! در هفتهء گذشته ، وقتى تعليقهء شريف و اصل آمد كه پست سفارتى به شهر فرستاده شده بود . بدين لحاظ از نگارش جواب ممنوع شدم . در باب ديوار زمين مرقوم فرمودهايد . تصوّر مىكردم يكصد تومان بيشتر مصارف ندارد . قربان شما اين زمين تقريبا با زمين ارمنى كه تازه ابتياع شده است پنج هزار ذرع مىشود .
يك دريا زمين است . يكصد تومان چينهء يك ذرعى براى زمين مزبور كافى نيست .
دورهء زمين دو طرف خيابان با آجر و سنگ و خشت ساختهشده و نمادار است .
همچنين كتيبه و دندانه و طاقنما از داخل و سمت غربى و شمالى تا حدّ زمين ارمنى كه تازه ابتياع شده است ، چينه است . زمين ارمنى سمت خيابان كه از جلوى باغ حضرت اجلّ مىرود ، نمادار است و دو سمت ديگر را سپردهام با خشت بچينند .
از قرار تفصيلى كه سابقا معروض داشتم ، استاد كاظم ، معمار مرحوم مانكجى صاحب ، مقاطعه كرده است . روز گذشته آمده است به قلهك از آن قرارداد نكول كرده است . به حقّ هم حقّ دارد ، براى او صرف ندارد كه خشت و آجر را هزارى هشت قران كار نمايد . قبل از اينكه با او قرار مقاطعه بدهم ، چند نفر معمار و بنّاى ديگر را ديده كه مخصوص يكى از آنها را جناب آقا ميرزا آقا به قلهك آوردند و از او تعريف مىكردند هزارى پانزده قران كمتر قبول نكردند . فردا را خيال دارم شهر رفته به چيزى اضافه همين استاد كاظم را دلگرمى دهم بلكه ان شاء اللّه از گرفتارى اين چهار ديوار آسوده شويم . همينقدر چهار ديوار آن تمام شود ، قرار آبادى آنجا را خواهم داد . از باب آب آن زمين آسوده باشيد . آب تحصيل خواهد شد .
در خصوص راه او به خيابان هنوز با ارمنى مشغول مذاكره هستم . پس از اختتام