بشود ، مع ذلك روز يكشنبه را كه شهر رفتم ، معلوم شد از من نپذيرفته بود و متعذّر بود كه چينهكش و غيره پيغام را از من قبول نكردند ، حالا تكليف نوكرى خود را مصرّا جويا است . دستورالعملى در اين باب مرقوم فرماييد .
نقشه كه فرستاده بوديد ، ملاحظه شد . خيال خود من هم همين است و همين بود كه مرقوم فرمودهايد . خانهء ارمنى را هم گفتوگو كردهايم . راضى شده است راهى به آن زمين بدهد ، لكن به عوض زمين بگيرد . چون خود ارمنى فوت شد ، عاقبت ورثهء او ، خانه را هم خواهند فروخت . با كثرت كار با عجله و شتاب اين مطالب را مختصرا نگاشتم . ان شاء اللّه منبعد مفصّلا عريضه خواهم نوشت . مطالبات آنچه است ، بايد اقدام به وصول نمود و جمعآورى كرد ؛ بهعلاوهء صدمات معامله با مردم ، شرمندگىهايى كه ضمنا بلاجهت نسبت به سركار حاصل مىكنم ، خيلى ناگوار است . نور چشم عزيز جان خانزاده را ديده بوس فرماييد . به اهل خانه سلام برسانيد .
زياده [ از ] حدّ تصديع نمىدهد .
فى 18 ذى حجّهء 1307 .
مشهدى حاجى آقا سپرده است كه از بابت باقى او به سركار عرض نكنم و مدّعى است چند فقره اشتباه در حساب است . يكى در صرف پول سياه و سفيد است ، يكى ديگر دويست بار سنگ است . اين دويست بار سنگ راجع است به زمانى كه مخلص به ييلاق نيآمده بود و خودم ثبت نگاه مىداشتم . من خودم هم آنچه او گفته است ، به حساب آورده ، حسن خان شوهر دايهء بندهزاده حسين هم ثبت دارد ، ولى قبول نمىكند . آن فلكزدهء پيرمرد را هم چند دفعه به سختى زد و دندهء او را شكست ، بلكه پا از آن زمين بكشد و ديگر نرود . بارى شما از باقى او اظهارى نفرماييد ، بلكه به نحوى از او دريافت دارم . فردا قرار داده است به قلهك بيآيد و جمعه به حساب رسيدگى شود .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 279
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٧٩