هشتاد و نه
قربانت شوم ! هفتهء گذشته به زيارت دستخطّ شريف نايل نشدم . در اين هفته هم تا اليوم كه عصر دوشنبه 22 شهرحال است ، تعليقهء شريف و اصل نشده بود ، تا الحال كه مراسلهء محترمهء عالى و اصل آمد . با وجودى كه توسعهء وقت براى عرض عريضه خدمت سركار عالى نبود ، لازم ديد بدين مختصر جوابا تصديع دهد .
در خصوص ديوار و چينهكشى كه هنوز معوّق است ، شرحى نگاشتهايد . سركار نمىدانيد كه بنّا و عمله در تهران چهقدر قدر و منزلت پيدا كرده ، با وجودى كه بنّا روزى سه قران و ده شاهى الى چهار قران و عمله سى شاهى و سقّا و ناوهكش دو قران اجرت مىگيرند ، يافت نمىشود ، و الّا ممكن بود در اين مدت تعداد عمله و بنّا را زياده كرده باشيم كه اينقدر طول نكشد . در خصوص آبادى زمين و فقرهء آب آن ، به نحوى كه نگاشتهايد ، معمول خواهد شد . ولى حضرت اجلّ ، آب باغ خود را چنان تنقيه داده كه قدغن نموده و براى نوشيدن مردم هم مضايقه مىشود . تصوّر مىكنم عريضه مفيد نباشد . در اين باب فكرى نموده ، منبعد اطّلاع خواهم داد .
در خصوص معامله با سركار مقرّب الخاقان آقا حسن پيشخدمت همايون ، شرحى كه نگاشته بوديد ، زيارت نمودم . در اين وقت سركار ميرزا زين العابدين خان در قلهك نيستند كه از نگارشات رقيمهء عالى استحضار حاصل نمايند . در خصوص ساير مطالبات و وصول آنها دقيقهاى غفلت ندارم . وزارت خارجه به سفارت اطّلاع داد كه معمارى فرستاده كه با معمار آنها رفته ، زمين ميرزا آقا خان را قيمت نمايند و از بابت طلب تصرّف دهند . غير از اين نقدا چاره نيست .