هشتاد و شش
قربانت شوم ! هفتهء گذشته هيچ تعليقه و خطّى از طرف آن محبوب جان وصول نيافت و تاكنون كه شنبه هفتم شهر حال است ، به انتظار گذشته است . با اينكه تفصيل امورات اين و لا را هفتهء گذشته عرض كردهام ، در اين وقت صورتحساب را كه نوشته بودم ، ايفاد نمودم ، ملاحظه فرماييد . چهارصد و پنجاه تومان وجه دكتر را دريافت نمودم ، بقيّه كه تقريبا دويست و پانزده تومان با فرع بوده باشد ، تجديد سند نمودند .
در باب زمين ، شرحى سابق نوشته بودم ؛ اينك نقشهء آنجا را خدمت سركار عالى لفّا ارسال داشتم ، ملاحظه فرماييد . بار [ ى ] اگر سهو و نقصانى داشته باشد ، اطّلاع بدهيد .
زمين ارمنى از قرار ذرعى دو قران و پنج شاهى قطع و فصل شد . سه قطعه زمين ديگر در رديف زمين ارمنى واقع در نقشه ملاحظه خواهيد فرمود . منتظر وصول تعليقهء سركار هستم كه پس از وصول به ايراد جواب بپردازم .
چند روز است صداع و كسالت عارض است . بهعلاوه ، كارهاى دفترى زياده شده . اگر گاهى به اختصار عرايض ناظر شد ، گلهمند نشويد . عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه در اصفهان بهواسطهء تعصّب تصرّف نمودن همسايه يك قطعه املاك موروثى ما ، مشغول ردّ و بدل و مجادله است . از قرارى كه نوشته است به قيد و عقال و عيال هم مقيّد شد .
زياده [ از ] حدّ تصديع داد . نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . اهل خانه را دعا برسانيد .