ارمنى راضى شد كه زمين خود را به مخلص انتقال دهد . به هزار مرارت و گفتوگو و وساطت استاد نصر اللّه و مشهدى حاجى آقا به دو قران و پنج شاهى هر ذرعى از آن قطع و فصل شد . ليكن استاد نصر اللّه هم تعارف مىخواهد . زيردست اين زمين كه رديف آن مىشود ، به همان اندازه زمين از ديگر ارمنى است كه مىفروشد .
همچنين از آن خانه كه باغبان سفارت ساخته و دو اتاق بيشتر ندارد ، مىگذرد .
قطعهاى ديگر است كه از استاد نصر اللّه است كه ممكن است او را هم خريد ، ولى ديوار سمت اين سه زمين كه به خانهء مزبوره اتّصال دارد ، سه بهره كشيده شده است .
بارى روز گذشته يك سبب به شهر رفتن ، رسيدگى به حساب مشهدى حاجى آقا بود كه پس از تعيين آن ، صورتحساب كلّيه كه خواستهايد ، نوشته فرستاده شود . تمام بقيّهء روز را به مذاكره با ارباب نورخانه سركارى به سربرده شد . شب را هم بهواسطهء تشريف آوردن جنابان آقا سيّد ابو تراب و حكيم و على خان سرهنگ و غيره و غيره ممكن نشد حساب بنويسم . بدينجهت ارسال صورتحساب كلّيه در اين هفته به تأخير افتاد .
نور چشم عزيز جان ، ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . مشهدى حاجى آقا مايل است براى ديدنى به كاشان بيآيد . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 3 ذى حجّهء 1307 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٧٤