به عون اللّه جواب آنها شخصى داده شد و خودم به شهر رفته ، سپردم هرچه زودتر ديوار مزبور را اتمام برسانند . حالا دو سمت ، يكى كه طرف خيابان مقابل باغ حضرت اجلّ اشرف و ديگرى سمت بالاى زمين است ، ديوار تا كتيبه رسيده است و دو سمت ديگر هم سنگچين آن تمامشده . شش هفت روز است چينهكش مشغول است . اميد است تا ده پانزده روز ديگر فراغت حاصل آيد . اگر انصاف مشهدى حاجى آقا بگذارد .
هرچه جستوجو كردم ، شخص امينى تحصيل كرده به جاى او بگذارم ، در اين شهر كسى كه به تمام حال مطمئن باشد ، نيافتم . لا بد به همين بىحقوق ساختهام .
اختلافى در مقدار خشت حاصل شده است كه بايد معمار آورده ، برآورد كند . از خوشبختى سركار ، خاكى در اين زمين پيدا شد كه در حوالى سفارت هيچ نقطه يافت نخواهد شد . اگر مىخواستم خاك بخريم ، تابهحال دويست تومان وجه قيمت خاك مىشد . بازهم هرقدر خاك بخواهيم ، در آن زمين موجود است و البتّه پس از اتمام چهار ديوار ، درصدد تنظيف آنجا خواهم بود و خيال دارم در يك ضلع آن يك اتاق مختصرى بسازم كه يك نفرى در آنجا هميشه ساكن باشد و سكونت در آنجا خيلى مايهء آبادى است و در ميزان خرج كلّى چندان تفاوتى حاصل نخواهد شد . ان شاء اللّه درختكارى هم به دلخواه خواهد شد . در باب باغ قلهك ساعى و جاهد هستم كه خود خريدارى نمايد . آقا ، طالب خيلى دارد و نواره صاحب كه متصدّى فروش است ، اين اوقات از گفتوگوى فروش به مخلص فقره داده . بلى چنين است كه مرقوم فرمودهايد . اين نحو املاك را به نيّت نفع اجاره نمىتوان خريد .
مخلص سهو كرد كه از بابت اجارهء آن به صاحبمنصبان ، بانك [ دير ] عرض نمود .
در باب عالىجاه نورچشمى ميرزا عبد اللّه ، نظر به اينكه عالىجاه ميرزا سليمان به عربستان عزيمت دارد و عمل زراعت و خانههاى اصفهان سرپرستى ندارد ، بهعلاوه اسباب تأهّل و مزاوجت براى نور چشم مشار اليه فراهم آوردهاند ، تصوّر مىكردم به كاشان مراجعت نخواهد كرد . لكن از قرارى كه در مراسلهء واصلهء امروز نوشته است به اين تفصيل مراجعت به كاشان مىنمايد ، و الّا شخصى را كه در امانت و ديانت و سررشتهدارى و عمل انشاء و املاء ممتاز است و نيز از جور زمان به قليل و لقمه نانى قانع است ، به نظر آورده بودم كه به جاى نور چشم مشار اليه بفرستم ، ولى پس از وصول مراسلهء او منصرف شدم .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٧١