است و از بنده اذن خواستند اگر خداى نكرده فوت شود ، با والدهشان آنجا بروند .
گويا ناخوشى او خيلى سخت است .
در خصوص اختلافات حاصله در اراضى ابتياعى الحمد للّه حالا قدرى تخفيف حاصل شده و رفع شده ، ولى نمىدانم چه سرّى است كه مشهدى حاجى آقا مايل نيست حدّ منتهىاليه زمين را ، كه از طرف باغ حضرات اجلّ طول زمين به آن منتهى مىشود ، كشيده شود و پىريزى شود كه بعدها حرف مقطوع شود و گفتوگويى حاصل نشود . هزار دفعه بيشتر به مشار اليه تأكيد كردهام و همه را به طفره گذرانيده ، مىخواهد اين گفتوگوها در ميان باشد .
شب گذشته جناب آقا ميرزا آقا با سه چهار نفر از آشنايان به قلهك در بنده منزل آمدند . سپردهام شخص امينى را تحصيل كرده ، بفرستند كه او را به سر كار بنّايى ديوار مزبور گذارده ، خود را از تقلّبات اين شخص آسوده نمايم . چندى است الاغى هم خريده ، پيادهروى را كه كسر خود مىدانسته ، مرتفع ساختند . اصرار غريبى دارد كه :
« منّاع الخير نشويد ، بگذاريد من به يك دارايى نايل شوم . علاوه بر مواجب راه ، دخلى براى من مفتوح و معيّن نماييد كه به من برسد . »
پس از اينكه پىريزى زمين را موافق تعيين حدود دستورالعمل دادم ، عرض زمين را قدرى بيشتر گرفتهاند كه پىريزى زمين از مبنا به قدر يك ذرع داخل در زمين شده بود كه طولا سى و چهار ذرع يا سى و چهار ذرع و نيم با سنگچين آن مىشود .
پس از آنكه از مشهدى حاجى آقا پرسيدم چرا اينطور شده ، مىگويد تقصير استاد نصر اللّه است . استاد نصر اللّه مىگويد دستورالعمل مشهدى حاجى آقا است و معهذا بر حسن زمين و عرض زمين افزوده شده است . حال كه پى زمين ارمنى را خريدم ، با سنگچين آن ، بر تعداد ذرع زمين افزوده شده است . پىسازى اين چند ذرع ، همچون محاذى پى زمين خودمان است ، به حالت اوّل باقى است و اگر وجه مخارج آن داده شده است ، ضررى حاصل نيست . اين ارمنى را آنچه كرديم كه زمين خود را بفروشد ، راضى نشد . زمين حاجى ميرزا على محمّد را هم خواستم بخرم ، نظر به اينكه آثار بىميلى از سركار مشاهده نمودم ، در اين كار اقدام نشد . ايشان هم چند روز هست به خراسان مسافرت نمودند . زمين را هم ذرع دو قران كمتر نمىدادند ، معهذا خوب ارزش داشت . ديوار طول زمين خودمان را سمت خيابان باغ حضرت اجلّ و سمت فوقانى را نمادار بنا نموده و خالى از تعريف نيست . مصالح را چنانچه مرقوم
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٦٦