فرمودهايد ، معلوم مىدارم .
خوب بود در باب امر معرّفى پسر مرحوم حاجى محمّد رضا كه فخّار است فرموده بوديد . درب زمين را همانطورى كه مقصود است ، در ضلع مثلّثى جلوى باغ حضرت اجلّ قرار داديم . حالا چند روز است جناب آقا ميرزا آقا مراقب كار هستند .
ايّام تعطيل مىتوانند عصرها را رسيدگى كنند . در غير تعطيل ساعت سه و چهار از پستخانه بيرون مىآيند . فقط صبح ملاحظه كردن ممكن است تعداد عمله بعد از زمين ، ايشان كسر كند . بارى اين بنده از وضع حاليه اطمينان ندارم . مگر شخص امينى را مباشر اين كار نمايم .
در خصوص وجهى كه مرقوم فرمودهايد سركار هادى خان مىخواهند ، تابهحال از ايشان اظهار نشده . هروقت عنوانى فرمودند ، به نحوى كه مقرّر فرمودهايد ، معمول خواهد شد . در خصوص مطالبات از خودم طلب از آقا خان سرهنگ ادارهء امنيّه را رجوع به وزارت خارجه نمودم كه مأمور فرستاده ، مطالبه نمايد . طلب از دكتر را هم چند دفعه مطالبه نمودهام ، مايل است سند خود را تجديد نمايد و فرع زمان گذشته را بدهد . مابقى را هم مراقبم .
در باب اجارهخانهء جديد ، مستأجر به قاعده هنوز پيدا نشده است . مجسّمهها را به توسّط دايى ميرزا عبد الرّحيم با اكليل رنگ نموديم و خيلى تعريف پيدا كرده است . در باب جعبهء دوا قبل از وصول تعليقهء سركار به توسّط فرّاش دفترها كه خانهء آنها در شهر بيشتر نزديك به خانهء جناب مستطاب آقاى آقا سيّد ابو تراب است ، پيغام اكيد به جهت ايشان فرستادم . الحال جواب آمد كه همين دو روزه ابتياع خواهم نمود . گويا جمعه را كه پنج شب ديگر باشد ، با جناب حكيم و جناب آقا ميرزا آقا به قلهك بيآيند و يقين دارم جعبه را همراه خواهند آورد .
در خصوص صبيّهء مرحوم حاجى محمّد رضا ، از اينكه آبستن است حرفى نيست . روزى كه اسباب پشمينه را براى باد دادن بيرون آورديم ، براى تحصيل اجازه ، فصد كردن نبض خود را به جناب آقا ميرزا على آقا حكيمباشى ، كه در فنّ طب كمال مهارت را دارند ، نمودند . ايشان هم به محض گرفتن نبض فرمودند :
« شما آبستنيد و فصد حال صلاح نيست . »
گذشته از آن جميع خويشان و اقارب او اين مطلب را يافتهاند و اظهار مىدارند .
معهذا باز حسب الامر در تحقيق اين مطلب ساعى و جاهد خواهم بود . حال با فرض
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٦٧