تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
است ، و طرف خطّ مقابل پى زمين ارمنى هم مساوى زمين شما بوده ، كلّ آهك ريخته شده است . تا روز پانزدهم ، پنجاه و شش هزار خروار و نيم مصارف آهك نوشته است . آن‌چه كرديم ارمنى زمين خود را نفروخت ، ولى سى و چهار ذرع از پى زمين او كه داخل در زمين ما بود ، با خرج سنگ‌چين آن‌كه پانزده تومان و نيم بيش‌تر ، به جناب آقا ميرزا آقا نوشتم بخريد و ارمنى راضى شده مىفروشد . آن هم به توسّط استاد نصر اللّه و مشهدى حاجى آقا دو ساعت از روز برآمده ، آن‌جا رفته ، زير چادر سايه نشسته ، عمله‌جات همه خادم و خدمت‌گزارند . ابدا دنبال هيچ كارى ديگر نيست . گاهى كه لازم است براى آوردن مصالح سركوه برود ، اصرار دارد : « يك الاغ براى من بخريد ، نمىتوانم پياده بروم ، خرج آن را هم از عمله‌جات درمىآورم . » از زمانى كه به قلهك آمده‌ام و كار بنّايى به جناب آقا ميرزا آقا رجوع شده ، خبرى ندارم . فردا عازم شهرم ، در خصوص باد دادن اسباب پشمينه و حمل اسباب از خانه ، به نحوى كه فرموده‌ايد ، معمول مىشود . خانه‌هاى مرحوم ميرزا دايى يكى به عوض ثبت رفت و ديگرى هم نزد زن‌دايى عوض حقوق با اسباب خانه تماما رفته شد . خانهء وسطى بالا ، بالاخانه‌ها به عيال بىعقل و بىهودهء من رسيده . فقط دو اتاق دارد و تصوّر مىرود كه بتوان ربع از اشيائى كه در آن خانه است به اين خانه آورده ، لكن خانهء حاجى على محمّد خان ممكن است . در خصوص ماهانه صبيّهء مرحوم حاجى محمّد رضا و خاله دو ورقه حوالهء سركار را اوّل ماه آورده بودند كه ماهانهء خودشان بگيرند و حال آن‌كه از مضمون مندرجهء آن آخر ماه شوّال بايد داده شود . لكن مخلص ماهانهء خاله را داد پنج قران هم از بابت طلب خرج عمده به والدهء صبيّهء مرحوم حاجى دادم . ولى مطلب اين است كه در زمان تشريف‌فرمايى سركار عالى به تهران ، هنگام رجوع شجره وجوه مشار اليها به آب‌يارى سركار بار آورده و استحقاق دارد مرحمت مخصوص دربارهء او مبذول شود و قباله و سرخطّى كه حاكى ورود او است ، در حرم‌سراى عالى به او اعطا شود . حال اختيار با سركار است . ديگر اين‌كه مرقوم فرموده بوديد دويست تومان به سركار هادى خان داده شود . حسابى هم از پيش داريم ، اطاعت خواهم نمود . مطلب ديگر اين‌كه خواهش دارم