گفتوگوهاى زياد و تحويل گرفتن زمين و حواله دادن بقيّهء قيمت زمين را به ملّا جمشيد فارسى و سفارش كردن به مشهدى حاجى آقا كه هرچه زودتر در غربى را پىگذارده ، بالا بيآورد ، بهواسطهء طفره و اهمالش ، بىانصاف باز ملّا جمشيد و جماعت ديگر از حاميان آن به ادّعاهاى ديگر قيام كردهاند . كاغذى كه نوشته است ، لفّا ايفاد خدمت نمودم .
اراده دارم خودم به شهر رفته ببينم چه بايد كرد . مشهدى حاجى آقا ، و اللّه جانم را به لب آورده . از خود عملهها هريك را صد دينار كم مىگذارده . عمله هم بهواسطهء كسر خود كار نمىكند . بهعلاوه بهواسطهء اين منفعت اتّفاق افتاده است كه از براى يك بنّا ده يازده نفر عمله گرفته است و چهار پنج نفر سقّا و ناوهكش . عرض پى ديوار را يك ذرع و چهار يك به بنّا دستورالعمل داده است كه بنّايى آنجا طول كشيده .
رشتهء تداخل او ، چه از سنگ و چه از آهك و آجر و عمله و بنّا امتداد حاصل كند .
و اللّه رحم به دل اين شخص نيست . مىگويم :
« از خود عمله چرا كسر مىگذارى ؟ »
مىگويد :
« خرج نهار [ - ناهار ] و چاى مىخواهم . »
روز اوّل دو آهك آوردند ، قيمت چهار خروار آن را مىخواست از ميان ببرد . به هزار گفتوگو دو خروار آن را كم و اقرار كرد كه آدمهاى امين السّلطان جبرا مكارى را برده ، خود حفظ كردند و قيمت آن را دادند . پنجاه بار شصت بار از سنگ در حساب اجحاف كرده است . شوهر دايهء بندهزاده حسين را به عملگى سرزمين فرستادم و به او سپردم كه آنچه ضايع مىآيد ثبت كند . با او كمال عداوت را حاصل نموده . هفتهء گذشته فرمان داده بود عملهها او را شانه كشيده ، به كمال ترشى نوشته و ثبت داده بود .
خواهيد فرمود چرا تابهحال تحمّل نموده ؛ كرارا به نزاع و جدال با او برخواستهام [ - برخاستهام ] ، حتّى اينكه دوسه دفعه او را جواب كردهام ، دستبردار نشده است . تا روز دوازدهم شهرحال كه عازم قلهك بودم ، تخمينا دويست تومان صورتحساب نوشته ، كه تنخواه گرفته است و دو سمت زمين در فوق و طرف خيابان مقابل باغ حضرت اجلّ است . به قدر يك ذرع از زمين بالا سنگچين شده است و دو قسمت ديگر طرف غربى كه زيردست است و حالا حرف پيدا كرده
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 262
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢٦٢