هشتاد و يك
قربانت شوم ! تلگراف عزيمت سركار عالى به تهران شرف وصول ارزانى داشت و خيلى مايل بودم در محلّى كه خود اين مهجور ساكن هستم ، ورود فرماييد ، ولى بخت بد كه واردين از هر جهت جاى خالى نگذاردهاند ، بهعلاوه حاجى ميرزا حسن خالو ، طورى نزاع و تفتين نموده است كه حال خودم قهرا و تعرّضا از خانه چند روز است خارج شده ، آنجا نمىروم . امان از بىوفايى نسوان . ان شاء اللّه زمان حضور معروض خواهد داشت . سركار هادى خان مايلند در منزل ايشان كه نزديك و پهلوى خانهء ميرزا عبّاس خان مهندس است ، نزول فرماييد . سركار فخامت آثار چرچيلصاحب زيد اجلاله هم روز چهارشنبه دهم ماه جارى عازم عراق هستند .
خيلى مايل بودند در كاشان شما را ملاقات كنند . فرمودند مكتوبا عرض كنم اگر ممكن باشد سركار دو روز عقبتر از كاشان حركت فرماييد و الّا در قم بايد يكديگر را ببينيم و ايشان شب يكشنبه خود را به قم خواهد رسانيد . سركار ميرزا زين العابدين خان زيد اجلاله العالى فرمودند :
« اراده داشتم مراسله به سركار خان بنويسم . به ملاحظهء اينكه خود ايشان عازمند ، دست رسول را با حدّ مرسول مقبول ندانستم . »
زمان حضور مقاصد باطنى مذاكره خواهد شد . ان شاء اللّه ! زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 9 شوّال 1307 .