هفتاد و هفت
قربانت شوم ! از مندرجات مرقومهء شريف شرف استحضار حاصل آمد . آنچه ملاحظه مىكنم جناب امين الملك تعارفى مىخواهد كه در مقام ايراد به سركار به مذاكرات و عدم اطمينان اقامت در كاشان مبتلا شدهاند . اگر امر طورى شد كه لازم گرديد به تهران عزيمت فرماييد ، با قرب وسيله اين مهجور را مستحضر داريد .
در باب قاليچهها مطالب جوابيهء سركار چرچيلصاحب را در عريضهء سابق عرض كردم . ايشان در اين باب اقدامى نفرمودند . مطلب ديگر اينكه اين اوقات سركار حاجى آقا حسن خان وكيل الدّوله ، خانه و باغ مرحوم حكيمصاحب را ، كه واقع است در طرف غربى خيابان پشت سفارت به هزار و دويست ليرهء انگليسى خريدند .
چهار ساعت آب سفارت را هم دارد ، از قرار ذرعى شش قران . آن شعبه جايى كه سابقا براى خريد اشعار فرموديد كه كشت چيزى و علامتى ساخته است جلوى باغ مرحوم حكيمصاحب است . آن باغ را سركار نوّاب حسين على خان از سركار وكيل الدّوله خريدند . حالا يك قطعهء آنكه ديوار هم دارد كه يك سمت به كوچهاى است كه ميرزا زين العابدين خان منشى خانه داشته مىفروشد . نظر به اينكه خوب مكان مرغوبى است ، مهجور مذاكرهء خريد نموده است . اگر چنانچه مايل باشيد ، اطّلاع بدهيد . يك ساعت آب هم دارد هزار و هفتصد ذرع است . اطراف آن هم ديوار دارد .
نوشته بوديد شاطر محمّد على نوشته است كه بالاخانهها از بارندگى خرابى حاصل كرده است . شاطر محمّد على به كاشان مىنويسد ، لكن چهار قدم فاصله به بنده اطّلاع نمىدهد . آن خرابىهاى حاصلهء سابق را اين مهجور معاينه نموده ، باز هم