شصت و چهار
محبوب جان من ! از وصول تعليقهء رفيعه ، مبنى بر استقامت مزاج شريف ، شرف و استحضار حاصل گرديد . در خصوص پنجاه تومان مقرّب الخاقان آقا ميرزا جلال خاقانيه شرحى مرقوم فرموده بوديد . خود آقا ميرزا جلال جوانى است با محبّت ، با جناب آقا ميرزا آقا هم خيلى مأنوس و مربوط . چنين به نظر مىآيد تقلّبى از ايشان به ظهور نرسد . اين پنجاه تومان را عجالتا به مخلص سند سپردهاند . قبالهء ملك جديد الابتياعى را هم گرو دادهاند و اين كار كلّيتا محض وساطت جناب آقا ميرزا آقا بود . در خصوص اراضى ميرزا اسمعيل خانى ، ان شاء اللّه در اين كار اقدام خواهد شد و پس از آن اگر خانهء شخص ارمنى ابتياع شود ، اين محلّ جايى ساخته خواهد شد كه سفارت معتبرى در آنجا اقامت نمايد . جلوخان و سردرى هم پيدا مىنمايد كه خيلى با شكوه و مطبوع خواهد شد .
در خصوص يك قطار قاطر ، كه ارادهء ابتياع آن را داريد ، اين مطلب خيلى خوب است ، لكن از حيث سنّ و سال و رنگ و تركيب و نشان و قيمت آنها بايد كمال دقّت را منظور داشت . اين فقره از كارد و چنگال بيشتر مواظبت لازم دارد .
در باب كاغذ و كارد و چنگال ان شاء اللّه مصحوب غلام مىفرستم . اين نمره كاغذ هم در همهجا يافت نمىشود ، به تازگى نيآوردهاند ، غير از حجرهء عمدة التجّار حاجى حسين على امين السّلطنه هيچكس ندارد . اتّفاقا ميرزا حاجى آقا پسر ايشان به اتّفاق آقا سيّد اصفهانى دو شب قبل به قلهك آمدند . در باب اين كاغذ صحبت شد .
الحال هم كه غلام به شهر مىرود ، وجه داد كاغذ را گرفته بيآورد . سابق دو تومان و هشت هزار بود . حال سه تومان و دو هزار هم مىشود . اين بنده سه تومان فرستادم .