داماد مرحوم حاجى ابو الحسن معمار نيمه ساخت دارد و مىخواهد بفروشد ، خان معزى اليه در بازار پاىمنار سراغ كردهاند . روز يكشنبهء گذشته فرمودند اينجا مرغوب و مناسب است ابتياع شود . به اتّفاق رفته آنجا را ديدم . سراى مزبور را با دو دكّان ماهى هشت هزار و ده شاهى كرايه مىكردند . يك سمت شرقى و يك جنوبى آن ساخته شده است و سمت شمالى تحتانى آن [ در حال ] ساخت است . فوقانى آن ساخته نشد و سمت غربى به حالت خانه خرابه باقى است كه بايد همه ساخته شود .
خان معزى اليه شخصى كه والده قرار است برده مذاكره [ و ] صحبت نمايد . اين جانب هم جناب آقا ميرزا آقا را سپردم مراقب باشد .
شب گذشته جناب مشار اليه كه به قلهك آمدهاند ، مذكور مىدارند :
« من از اين محلّ خوشم نيآمد . نقطهء آبادى هست ، لكن وضع بناى آن خوب نيست . »
در هرصورت مراقب هستيم كه مستغلّ خوب ابتياع نماييم . ديگر اينكه عالىجاه آقا ميرزا جلال پستخانه خيلى تشكّر از مراتب الطاف عالى دارند . سند پنجاه تومان به موعد يك ماه به مخلص سپردند كه حواله دهم . سركار در كاشان به حواله كرد ايشان براى قيمت ملك ابتياعى براى خود او داد . هنگامى كه وجه مزبور را در اينجا دادند ، با فرع سند خود را به انضمام قبالهء همان ملك كه نزد مخلص است دريافت نمايند . حال پس از ورود برات مخلص سركار شخصى كه اين برات را مىآورد ، تنخواه مىگيرد . يك ماه موعد قرار دهيد كه تنخواه به او بدهيد . اين يك نوع احتياطى است و حال آنكه جناب آقا ميرزا متعهّدند كه سر موعد وجه را بلاتعويق برسانند كه در وجه جناب آقا عبد الحسين تاجر كاشى داده ، قبض آن را براى سركار بفرستم . خود ميرزا جلال هم جوان معقول معتبرى است . شايد هم پشيمانى نخواهد داشت .
در باب تحصيل اخبارات و اطّلاع دادن سركار ، منبعد آنچه از اخبارات تحصيل شود ، اعمّ از اينكه در اخبار مهمّه باشد يا غير آن ، در ورقهء علىحدّه نوشته ، لفّا ايفاد خواهم داشت . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 14 ذىقعدهء 1306 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 216
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص٢١٦