شصت و سه
محبوب جان من ! روز گذشته كه تعليقهء رفيعهء عالى مورّخهء 9 ذىقعده شرف وصول عطا بخشود ، معلوم شد عريضهء بنده كه در هفتهء قبل ارسال شد ، هنوز وصول نيافته بود كه از اجوبهء غالب مسايل استحضار حاصل نماييد . در خصوص تجديد سقف پنج درى خانهء قديم ، روز يكشنبه كه هفت روز قبل باشد ، مخصوص به جهت ملاحظهء آنجا به شهر رفته ، بنّايى كه سر آن گماشته بودم ، يافت نشد . لكن سقف را ، مطابق همان دستورالعملى كه داده بودم ، ساخته و سفيد كرده است . حالا كاغذ چيت و نقّاش مىخواهد . اگر مىدانيد كاغذ چسبانى و بعضى لكّهگيرىهاى نقّاشى ، كه از پيش هم تعمير لازم داشته ، الحال لزوم دارد ، چسبانده ، تعمير شود و اقدام شود ، و الّا باشد وقت ديگر ، زمانى كه خود سركار تشريف داريد ، اين جزئى كار شود . پنج تومان به شاطر محمّد على براى مخارج تعمير داده بودم . صورت مخارجى كه قولا مذكور داشته ، با صورت مخارجى كه بنّاى مزبور روز گذشته به قلهك آمده ، اظهار داشت كه كلّ آن پنج تومان و شش هزار و هفتصد دينار است ، مغايرت داشت . شاطر محمّد على گفت :
« يك تومان اضافه بر پنج تومان من ، از خود براى بنّايى دادهام . »
حال اينكه در سياههء بنّا نوشته شده است كه چهار تومان و سه هزار دريافت كرده است . قرار دادهام همين دو سه روزه به شهر رفته ، با حضور طرفين ، صورت تعمير را صحيحا نوشته ، ايفاد دارم .
در خصوص كاروانسرايى كه سركار هادى خان معيّن فرمودهاند كه ابتياع شود ، هنوز موضع آن مقرون به نظام نشد . بهعلاوهء آن هم ، يك كاروانسراى ديگرى كه