تخفيف خواسته بوديد ، همان محلّ نگارش اين مطلب را به ملاحظهء ايشان رسانيدم .
از مشاهدهء آن خيلى برافروخته شده و فرمودند :
« خيال مىكنم كه سركار ميرزا حسين خان تصوّر فرمودهاند ماها مجتمعا اراده داريم تنخواهى از ايشان برده و در اين معامله مغبونشان كنيم و حال اينكه تمام سياههء اين خانه و زمين ابتياعى و ساخت طويله و كالسكهخانه را ملاحظه كنيد ، دو ميزان هزار و نهصد تومان مىرود . حالا كه دويست تومان را گذشت كردهام ، يكصد تومان هم از جمع كلّ ، ملاحظه نشده . »
به هزار و ششصد تومان قرار شده ، باز در نفس الامر يكصد تومان خواهش ايشان را گذشت كردهام ولى من هم مترصّدم كه اين يكصد تومان را به اين تفصيل تحويل بگيرم و بدين لحاظ چند روز است چندان اصرارى در نوشتن قباله و اجراى صيغهء معامله نكردهام . اگر سركار مراسلهء خوش مضمونى به ايشان بنويسيد ممكن [ است ] راضى شوند . دو روز ديگر رييس بانك يكصد تومان اجارهء سه ماهه را پيش خواهند داد ، زيراكه قرار هست وجه اجاره را سه ماه به سه ماه پيش بدهند .
مطلب ديگر اينكه دو مزرعهء بزرگ معتبرى است نزديك به حضرت عبد العظيم ، يك ميدان فاصله ، يكى موسوم به قوچ حصار و ديگرى ملكآباد . از قرار مسموع اراضى قوچ حصار يك فرسخ در يك فرسخ البتّه آب دارد . آب قنات آن هم بهطورى فراوان است كه زيادى آن را مىفروشند . ملكآباد هم بسيار پرآب است ، ليكن اينقدر ملك ندارد . خيلى از آب آن فروخته مىشود . اين دو ده ما بين چند نفر مشترك است . يكى دو نفر از شركا خيال دارند سهم خود را بفروشند . با يك نفر آنها كه سابقهء دوستى هست و از اهل اصفهان و برادرزادهء صدر العلما است گفتوگويى كرده و پريشب هم محض اين كار مدعوّا خانهء ايشان بودم . جاى سركار خيلى خالى و نمايان بود . قرار شد روز يكشنبهء آينده برويم اين دو ده را ملاحظه كرده ، تحقيقات لازم به عمل آورده ، پس از آن در قيمت گفتوگو نماييم ، روز يكشنبه .
شخص عاقل آگاهى است . همراه خود خواهم برد . اگر موافق دلخواه است ، تفصيل آن را مشروحا معروض خواهم داشت .
سيصد تومان آقا عبد الحسين هم گرفته شده ، الحال موجود است . هفت دسته از كاغذ نمونه گرفته شده و حاضر است ، در اين هفته با چاپار انگليس مىفرستم .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٦٦