بيرون آمدم .
مرقوم فرموده بوديد كه يك شيشه گنهگنه با دو سه دسته كاغذ مخصوص كه نمونهء آن را فرستادهايد گرفته ، ارسال شود . اين مطلب در همين تعليقهء اخيره است .
سابقا ابدا اظهارى نشده بود ، بنا بود چاپار انگليس هفتهء آتيه حركت كند ، روز گذشته عصر بغتتا اعلان دادند امروز مىرود . وقت هم ضيق و تا بازار مىرفتم ، دكّانها را مىبستند ، بهعلاوه اينكه الياهو دويست تومان بقيّه را آورده . به طلب بعدى تحويل گرفته شد ، امروز هم كه چاپار حركت كرد ، هم جمعه است و هم وقت رفتن بازار را نداشتم . كاغذ را مصحوب كسى كه بار تجارتى الياهو را مىآورد ، مىفرستم ، يا به توسّط پستخانه ارسال خواهم داشت . گنهگنه را مصحوب محمّد اسماعيل بيگ ، غلام سفارت فرستادم . در باب سركار هادى خان ، ايشان مدّتى است به قم تشريف بردهاند . گمان مىكنم در كاشان تشريف آورده باشند و اگر تشريف آوردهاند سلام مرا كاملا ابلاغ فرماييد .
ديگر اينكه به موجب انشاى سركار عالى امروز به خانهء مرحوم حاجى محمّد رضا اطّلاع خواهم [ داد ] كه جواب كاغذ صبيّهء خودشان را به زودى بفرستد كه تسكين خاطر براى مشار اليها حاصل آيد .
در خصوص حاجى على محمّد خان ، به هيچوجه اطّلاعى از ايشان ندارم ، در قزويناند . عبّاس قلى خان عموى ايشان مصدر كارها [ ى ] وافى قرار داده شده است .
بارى نور چشم عزيز جانم ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . حسين بندهزاده كرارا به ذكر سركار ذاكر و سلام مىرساند . كاغذى به نور چشم عزيزم ميرزا عبد اللّه ، چون هنوز جواب نيآمده ، حال از نوشتن مراسله معذرت مىخواهم . زياده [ از ] حدّ تصديع داده شد .
فى سنهء 10 ربيع الثّانى 1306 .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 164
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٦٤