ولى باز وجه لازم است . دويست تومان حواله به صرّاف گرفته شد ، لكن به چه زحمت و مرارت ؛ اوّلا مىخواست نكول بنويسد چهارصد تومان الياهو هم همچنان تصوّر مىكنم در حكم وصول است . برات حوالهء تنخواه آقا عبد الحسين به زودى زود بفرستيد و ان شاء اللّه اين معامله قرين قيمت و مسرّت خواهد بود .
در باب آقا شيخ مرتضى و فقرات سابقه خيلى افسوس حاصل شد كه آقا عبد الحسين پنج روز قبل از وصول تعليقهء عالى پنجاه تومان تعارفى را داد فرستادم . پرسيدم زيراكه به سركار آقا ميرزا شيخ على اراده داشته پس از اتمام كار به توسّط خودمان اين وجه به او داده شود . در انجام اين مطلب ساعى و جاهد هستند .
در باب ابتياع خانه كه اشاره فرموده بوديد ، كسى اطّلاع به هم برساند ، خود آقا ميرزا شيخ على قبل از وصول تعليقهء عالى به همين لحاظ گفتند جايى مذاكره شود كه به جهت سركار ابتياع شد . چون وقت ندارم ، زياد [ از ] حدّ تصديع نمىدهم .
مقرّر فرماييد پاكت جوف را ابلاغ نمايند .
نور چشم عزيز جان ميرزا حسن خان را ديده بوس فرماييد . نمىدانم قوهء نطقيّهء او به چه اندازه است و به چه درجه حرف مىزند . زياده [ از ] حدّ تصديع افزا شد .
فى 29 ربيع الاوّل 1306 .
آقا شيخ مرتضى فردا شب خانهء آقا ميرزا شيخ على وعده كرده است و سركار آقا ميرزا شيخ على معتقدند كه از او عهد و قول گرفته كه اين كار [ را ] سريعا انجام دهد كه مقصود بروفق منظور حاصل آيد .
مراسلات طهران ( فارسى ) — صفحة 161
مساهمون: منصوره اتحاديه (نظام مافی)
ص١٦١