چهل
محبوب جان من ! ان شاء اللّه لايزال از فيوضات نازله از سماء عظمت و اجلال غيبى لايزال بهرهمند و قرين عزّت و اقبال بوده باشيد . به منّه و فضله و كرمه . در اين هفته به زيارت تعليقهء رفيعه مفتخر و فايز شدم و حال آنكه در هفتهء ماضيه متواليا در قيام عريضهنگارى تصديع افزا گرديدهام . اميد چنان است بهجز كثرت مشغله محظور و مانعى نبوده است . چون اليوم عالىجاه محمّد حسن بيگ غلام اين سفارت به چاپارى عازم بود ، لزوما در مقام زحمت برآمده اظهار مىنمايند كه در خصوص مفرشها از قرارى كه مشهدى حاجى آقا اظهار داشت مفرشها را با يك جعبه و هفت بند سنگ ، مصحوب غلام على كردم و كربلايى غلام حسين كه بنهء حشمت السّلطنه را حمل كردهاند ، ارسال داشته است . اصل يادداشتى كه نزد مخلص فرستاده ، لفا ارسال نمودم . جعبه گلابهاى مرحمتى را هفتهء گذشته از جناب آقا عبد الحسين دريافت نموده ، ولى جعبهء آن خورد [ - خرد ] شده ، داراى شصت و هشت شيشه و سه عدد آنها خالى بود . صورت تقسيم آنها را بين آن جناب به عرض خواهد رسانيد .
مطلب ديگر اينكه در هفتهء گذشته ارباب مذكور داشته باغى در كمال صفا به عمارت و اشجار دارند . محلّ آن مقابل باغ جنّت گلشن است . مالك آن كريم شيرهاى بوده است . و اين باغ هفتصد تومان نزد شخصى از رفقاى من بيع شرط است و هزار و پانصد تومان بلكه دو هزار تومان ارزش دارد و حاضر است اين معامله را به همان مبلغ بنمايد ، هركس ديگر واگذار نموده ، تنخواه خود را دريافت نمايد . روز بعد به اتّفاق ايشان سواره در محلّ مزبور رفته ، مشاهده نموده ، عمارت آن غلبه در