تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
داشتند ، پنداشتند كه سوءقصدى به پادشاه دارد . او را گرفته عريضه در دست داشت به اين مضمون كه من منتظر بودم كه شما پادشاه بشويد و آرزوى مرا برآوريد و آن آرزو اين است كه من سالهاست عاشق همشيرهء شما [ هستم ] و سابق بر اين هم يك دفعه چنين كار [ كرده بود ] او را به دار المجانين فرستادند . قيمت ابنيه در نيويورك از قرارى است كه يك قدم مربع زمين در جوار خيابان از سيصد تومان برافزون است . به جهت تنگى جا ، عمارت را سه طبقه مىسازند . در سال 1900 كه اكسپوزيسيون در پاريس داير شد ، دفتر محاسبهء بانك‌ها متجاوز از ششصد كرور تومان اضافه از سالهاى قبل داشت . چون سلطان مراكش با ياغيان داخله نزاع دارد و پول براى جنگ لازم داشته هفت ميليون و نيم فرانك در ذى قعده ، از بانك فرانسه قرض كرده از قرارى صدى شش ، در عوض گمركات سواحل الجزائر را به رسم گرو و اداى آن طى سنواتى واگذار كرده . ايل قجه‌بيك از طوايف شاهسيون كه در اطراف اردبيل جاى داشتند و ما بين سرحد ايران و روس بوده‌اند و در خاك روس دزدى مىنمايند و روسها از آنها عاجز بودند ، از دولت ايران خواهش كردند كه آنها را از آن‌جا طرد و دفع نمايند . لهذا دولت ايران سوار فرستاد و دوازده نفر از آنها را گرفتند و در عشر اول رجب به طهران آورده به انبار بردند و اين كار مآل خوب براى ايران ندارد . زيرا كه اين ايل حافظ سرحد ايران بودند . حال كه ضعيف شدند ، دولت روس مبالغى از اراضى سرحدى ايران را خواهد برد . در عشر اول رجب ، دبير السلطان پسر وكيل الدوله ترك منشى حضور شاه ، دستخطى خطاب به اتابيك گرفت كه يكى از خالصه‌هاى اصفهان را به دبير السلطان بده . دبير السلطان فرمانى نوشت و به نزد اتابيك آورد . اتابيك چون دستخط را ديد مغير شد و گفت چرا بايد شاه را تاراج كرد و هرچه داشت از او گرفت و فحش زيادى به دبير السلطان داد و خواست او را چوب بزند فرار كرد . آن‌وقت فرمان دستخط را پاره كرد . در هشتم رجب ، شاه در باغ دولتى طهران ، در حضور وزرا و اتابيك ، تعريف و توصيف زيادى از اتابيك نمود و گفت هركس مرا دوست دارد بايد اتابيك را نوكر باشد .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 640 | عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه ) / عبدالحسين نوائى