اگر بىميل او حركت نمايد مثل اين است كه دو عقرب در آستين من كرده [ باشد ] .
حاضرين به غائبين برسانند . آنوقت دست اتابيك را گرفت و با او راه رفت و صحبت كرد .
شاه حكم كرد كه ارفع الدوله دو برادر خود را كه يكى مسمى به يمين السلطنه و ديگرى به عضد السلطنه « 1 » مىباشد و هركدام قريب ده سال دارند ، همراه خود به وينه ببرد و در آنجا تحصيل نمايند و از براى هر دو ، سه هزار تومان مقررى قرار داد . همچنين اتابيك هم يك پسر خود را براى تحصيل به وينه مىفرستد و در دوازدهم رجب با ارفع الدوله از طهران عازم فرنگ هستند .
در عشر اول رجب ، لقب قائممقامى را شاه به ناصر السلطنه طباطبائى مىدهد كه از اقوام قائممقام مرحوم است . قائممقام مرحوم همهء مواجب خود را براى اقوام و نوكرهاى خود تقسيم كرده و در كاغذى سر به مهر نوشته بعد از مرگش به شاه مىدهند و شاه قبول مىنمايد .
در عشر اول رجب ، وزارت تجارت را به وكيل الملك وزير خلوت دادند . در عشر اول رجب ، وزارت اوقاف و وظايف را به مجد الملك برادر امين الدوله دادند و اين كار به ميل اتابيك است .
در عشر اول رجب ، عبد الحميد خان غفارى كاشانى ملقّب به يمين نظام كه در اسلامبول تحصيل فنون نظامى كرده سرحد دار سيستان و بلوچستان مىشود . رياست قشون آنجا را نيز به او دادند . دو عراده توپ و دويست نفر سوار براى قراولى سرحد همراهى مىبرد و منصب سرتيپى اول را به او دادند .
در دهم رجب ، اتابيك در اطاق دربار گفت وضع مخارج دولت ايران خيلى مغشوش است . بايد نظمى داد . زير نظم مملكت به دخل نيست . چه هرچه دخل اضافه شود خرج اضافه مىشود . دو سال قبل ، گمرك دو كرور عايد داشت . حال من به چهار كرور رسانيدهام ، باز سالى سه كرور و كسرى دولت باقى دارد و گفت حال ماليات ايران به
هامش
( 1 ) . يعنى برادران شاه را .