پانزده كرور رسيده باز هم فايده ندارد . تمام تقلب حكام و مستوفىها مىباشد .
مىخواهم كارى بكنم كه ديگر كسى براى مواجب تيول نداشته باشد و از حكام مواجب خود را نگيرد بلكه تمام ماليات به خزينه عايد شود و خزينه مواجب مردم را بدهد تا احدى از احكام و اجزاى آنها و مستوفىهاى حسابدار نه مال مردم را بخورند نه مال دولت را . حال هر روزه اينها مرسوم مردم را مىخورند و از براى دولت خرجتراشى مىنمايند . بعد گفت اگر اين كار را صورت بدهم پيغمبرى كردهام . آنگاه غلو كرد و فحش زياد به مردم داد . از كلمات اتابيك چنان مستفاد مىشود كه مىخواهد بهتدريج دفتر و ماليات را به فرنگى بدهد و گوشها را پر مىنمايد .
چون در سفر فرنگ پارسال شاه ، دولت انگليس و آلمان او را دعوت نكرده بودند در ماه رجب آن دو دولت شاه را به مملكت خود دعوت كردهاند . شهرت دارد كه شاه در ماه ذى حجه خيال دارد كه به فرنگ برود . در 14 رجب شاه در آن روز خوش گذشت . ليكن وزير دربار حضور بههم نرسانيد . شاه چند دفعه پى او فرستاد بهانه آورد كه كسالت دارم .
در دو ماه است كه شاه سه دفعه به منزل اتابيك رفته . شاه در آن روز سوار كالسكه « اتمبيل » بود و تا پاى عمارت شاه سوار بود . اتابيك از در باغ تا پاى عمارت پياده در پاى « اتمبيل » مىآمدند و در سه نقطهء باغ موزيكچى ايستاده بود و موزيك مىزد .
چون بعضى از رؤساى مدارس ملى طهران خيالات فاسد در سر دارند و بعضى فرنگىمآب و بعضى بابى مىباشند و اسباب خرابى ملّت و دولت هستند ، شاه غدغن كرد كه اتابيك ، يك روز در عشر سوم رجب در منزل خود ، با حضور وزرا و وزير علوم مجلس كند . قرار درستى از براى نظم مدارس بدهد و بعضى كه خلاف شرع و ضرر دولت است برچيده شود .
در عشر سوم رجب ، شاه پدرش ناصر الدين شاه را خواب مىبيند . روز 25 رجب قرار داد كه عين الدوله حاكم طهران برود در ناحيهء حضرت عبد العظيم عليه السّلام در سر مقبرهء شاه روضهخوانى بنمايد و به فقراى آنها پول بدهد .
در رجب ، امير عبد الرحمن خان حاكم هرات و افغانستان كه بسيار مرد متهور ظالمى بود و تعدّى به شيعه و سادات خيلى مىكرد و دولت انگليس هم از او واهمه داشت ، در سن [ ] وفات كرد .
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 642
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٦٤٢