محتسب الممالك رئيس سپور قدغن كرد كه تمام حمامها را ماهى يكدفعه زير آب بزنند كه حمام و آبش پاكيزه شود و نيز حكم كرد كه قصابهاى طهران دكان قصابى را بيرون قرار ندهند و گوشت را در داخل دكان بياويزند ، در عشر دوم شوال .
در عشر سوم شوال ، مؤيد الدوله از حكومت فارس معزول شد و حكومت آنجا را به شعاع السلطنه دادند و پيشكارى او را به ميرزا ابراهيم معتمد السلطنه « 1 » تفويض داشتند .
در عشر سوم شوال حكومت عربستان و لرستان و نهاوند را به شاهزاده سالار الدوله دادند .
در ماه شوال ، صدراعظم مشغول دفاع است يعنى بعضى امور معظمه را به اشخاص ناقابل مىدهد كه يكجا با او دوست شوند و يكجا شاه نتواند او را معزول نمايد ، به جهت خرابى كارها . مثلا بعضى حكومات را به پسرهاى شاه مىدهد كه اگر كسى ديگر بخواهد صدراعظم شود ، از عهدهء آنها برنيايد و ناچار امر دولت خراب و آن صدراعظم زود به جهت عدم اجراى حكمش معزول شود . در شوال ، صدراعظم چند دفعه از صدارت استعفا كرده ، زيرا كه اگر امرى را بخواهد اجرا بدارد ، وزير دربار مانع آن كار است و شاه استعفاى او را قبول نكرده است .
در عشر سوم شوال ، شاه ايل [ آصف الدوله را كه در خمسه داشت ] دويرن را [ به داماد خود اقبال السلطان داده بود گرفت ] به اجلال السلطنه پيشخدمت داد [ و اين امر از براى اتابيك ضعف كلى است زيرا كه آصف الدوله از مخصوصان اوست ] « 2 » . در عشر سوم شوال ، شاه يك روز عصر به باغ وزير دربار به ضيافت رفت و خيلى بهوجود شاه خوش گذشت و شأن وزير دربار دوچندان شد و اين كار نيز از براى اتابيك ضعف كاملى شد و اتابيك در آن روز تمارض كرد و به منزل وزير دربار محض دشمنى نرفت . در عشر سوم شوال از براى اتابيك خطرات عمده است و از وزرا تملق و چاپلوسى مىنمايد و آنها را با خود بر ضد وزير دربار همراه مىكند . صدراعظم مزاجش به كلى تغيير كرده و به مردم بدگويى مىنمايد و همهكس را از خود مىرنجاند و اگر كسى حكمى از او بخواهد
هامش
( 1 ) . پدر وثوق الدوله و قوام السلطنه .
( 2 ) . قسمتهاى بين دو قلاب را مؤلف ظاهرا در متن نوشته و بعد خط زده و نوشته : دويرن را