در هشتم ذى قعده از قراين معلوم مىشود كه اتابيك با وزير دربار صلح ظاهر [ ى ] كرد ، ليكن محال است اين محبت به دوام بكشد . زيرا كه گفتگو سر منصب است . ناچار كارهاى يكديگر را خراب مىنمايند . تا يك نفر غالب و ديگرى مغلوب شود و در ضمن مردم جزء و رعيت و ملت و دولت پايمال خواهد شد .
گويند صدق الدوله پيشخدمت كه حكومت ملاير و تويسركان را دارد ، قريب هفتاد هزار تومان مردم آنجا را جريمه كرده رعاياى آنجا در قم و همدان و طهران متظلم شدهاند . اما تظلمشان فايده ندارد . زيرا كه شاه از او حمايت دارد . گويند قوام الدوله وزير لشكر عريضه به شاه نوشته كه سپهسالار دويست سيصد هزار تومان برات مكرر صادر كرده و من هم مجبورا امضا كردهام و اگر جز اين باشد مال و جانم مال شاه است و روى اين سخن را با اتابيك دارد ، كنايه از آنكه او هم در اين فايده شريك بوده .
در عشر دوم ذى قعده ، ادارات وزراى طهران اغلب معطل است . زيرا كه هيچ امرى اجرا نمىشود . بعضى از وزرا ناخوش مىباشند . بعضى تجاهل مىنمايند و تمارض دارند . اتابيك هم اغلب يا ناخوش مىباشد يا تمارض كرده از صدارت استعفا داده چون نقدا كسى نيست كه صدارت را از عهده برآيد ، شاه او را تملق گفته به كارش مسلط مىنمايد .
در ذى قعده چون [ ] خان پسر حشمة الدوله در كمره و اطراف آن كمال بىاعتدالى و بىناموسى را كرده و واضح در شوارع با جمعى از سوارهاى خود دزدى مىنمايند ، دو سه سوار باهم متحد شده او را به تير جراحت مىكنند اما كشنده نيست .
بيچاره رعايا ، هرچه به طهران شكايت كردند نتيجه نداد و او را دولت به طهران خواست .
اعتنا نكرد و نيامد .
ميرزا سلمان مستوفى ملقب به بيان السلطنه ، در عشر اول ذى قعده پيشكار حكومت خمسه مىشود .
در عشر دوم ذى قعده ، شاه يك روز گفت هر روز كه صدراعظم پيش من نيايد وزرا هم نيايند . شاه در عشر دوم ذى قعده ، قدرى درد پايش بهتر است و گفت هر روز كه بهتر شدم به حضرت عبد العظيم عليه السّلام مىروم . ليكن جرأت نمىكند آنجا برود . زيرا كه پدرش
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 561
مساهمون: عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
ص٥٦١