چون چنين مأمورى از ايران در بانك نيست ، آنچه مال دزدى از پنجاه ، شصت سال قبل تا امروز در اختفا بوده و دزد مال به جايى نمىتوانست آن مال را بفروشد و بيرون بياورد ، بعد از ايجاد اين بانك ، با كمال اطمينان ، دزدها مالهاى پنهان را به بانك برده و گرو گذاشتهاند و هيچوقت سروقت آن مال نمىروند .
مىتوان گفت در اين مدت ده ، پانزده ساله كه بانك روس در طهران ايجاد شده قريب دويست ، سيصد كرور مال دزدى را به نيمه مالك شدهاند و اگر هم دزدى نبوده ، چون مردمان ايران فقير و تهىدست مىباشند ، قوهء درآوردن مال خود را از بانك ندارند . « 1 » بانك روس محض همچشمى با بانك انگليس تمام خيالش اين است كه بانك خود را در دائره ايران منبسط كند و بانك انگليس را از ميان ببرد . بانك انگليس هم همين خيال [ را ] دارد . در ضمن مردم ايران پايمال اين دو مستهلك مىباشند و عنقريب است كه نقدينه ايران به واسطه بانك انگليس و جواهرات و اشياء ديگر ايران به واسطهء بانك روس مفقود الاثر خواهد شد .
بانك روس امروزه در طهران حكم صحراى محشر را پيدا كرده كه روزى هزاران مرد و زن در درب بانك براى قرض كردن ايستادهاند و ملبوس زن خود را به گرو مىدهند .
تمام اين مفاسد به گردن كسى وارد است كه براى وجهى ناقابل ثروت و ناموس دولت چهار هزار ساله را به باد داد و بانى اين بانك شد .
منع برهفروشى
سابق بر اين حكم شد كه ديگر در ولايات ايران بره نكشند ، زيرا كه صاحبان گوسفند محض پوست بره او را مىكشتند و پوستش را به قيمت گزاف مىفروختند « 2 » ، از اين جهت گوشت ناياب شده بود . چندى بود كه اين قدغن برهكشى موقوف بود و مردم بره مىكشتند و نمىگذاشتند كه بزرگ شده به جاى يك من گوشت ، ده من گوشت بردارند .
چون امين الدوله صدراعظم از فساد اين امر آگاه بود ، سخت قدغن كرد كه احدى بره نكشد . از آنجا كه هيچ قانون در ايران يك ، دو ماه بيشتر دوام نمىكند ، بعد از عزل امين الدوله ، باز مردم بناى برهكشى را گذاشتند .
هامش
( 1 ) . متن : نميباشند .
( 2 ) . متن : مىفروشند