تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
بصير السلطنه خود را در غرقاب بلا مبتلا ديد و از كرده پشيمان شد . چون حكيم الملك را مدعى خود مىدانست معاذير خود را بيهوده شمرد كه در خاكپاى همايونى معروض دارد . به خانهء جناب امين الدوله صدراعظم پناهنده شد شايد فايدتى بدهد . صدراعظم به جهت رنجش و خشم اعلىحضرت همايونى از بصير السلطنه ، به تظلمات او گوش نداد و از همراهى با او چشم پوشيد . ناچار راه تبريز پيش گرفت در آنجا متوطن شد و لقب بصير السلطنه نيز از او خلع شد .

بانك روس در ايران

در اواخر سلطنت شاه شهيد ، در طهران كنپانى روسى به ضمانت دولت روس ، ايجاد بانك استقراضى نمود به اين معنى كه جواهر و طلاآلات و ساير اجناس را گرو گرفته ، در مدت معين كه از يازده ماه بيشتر نگذرد ، پول مىدهند و اسباب هم بايد يك و نيم ، دو برابر بيارزد و در رأس وعده يك ماه مهلت گذاشته‌اند . اگر بعد از يك ماه صاحبش پول را نياورد و اسباب را نبرد ، حق دارد بانك حراج « 1 » كرده باقى مانده را نگاهداشته ، هروقت صاحبش آمد به او مىدهد . جواهرآلات را تومانى پنج پول فرع مىگيرند ، ساير اشيا را تومانى صد دينار . در ضمن اگر دو تاجر يا موالين ضمانت شخص را نمايند پول به قرض مىدهند و بروات تجارتى را كه معتبر باشد تنزيل كرده مىدهند . به‌علاوه مال التجارهء روسيه از هر قبيل به طهران آورده به تجار به نسيه و نقد مىفروشند . پولداران ايران هم به جهت اعتبار اين بانك ، پول خود را به تومانى يك شاهى فرع به بانك قرض داده‌اند . مىتوان گفت كه امروزه سرمايهء اين بانك از پول موالين ايران است . خبطى كه از طرف كارگزاران دولت عليّهء ايران شده ، در روزى كه كنترات با بانك نموده‌اند ، قرار ندادند كه يك نفر از طرف دولت ايران هر روزه در بانك باشد و نگذارد دينارى بانك به كسى قرض بدهد مگر اين‌كه آن شخص كه اسباب آورده و پول مىخواهد ضمانت و تعرفه از كدخداى محل در دست داشته باشد كه اين اسباب از او است و دزدى نيست .
هامش
( 1 ) . متن : هراج كرده