تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
بر دولت عليّه واجب است كه قدغن اكيد فرمايد كه بره كسى نكشد و راهش اين است كه به هر پوست بره كه از سرحد مىگذرد بيست تومان ماليات ببندد ، ديگر كسى بره نخواهد كشت . آن‌وقت گوشت فراوان و ماست و شير و پنير ارزان خواهد شد و ساير مأكولات نيز مربوط به گوشت است .

در لباس مردم ايران

پوشيده نباشد كه تمام مردم ايران ، از وقتى كه به دنيا مىآيند تا وقتى كه از دنيا مىروند به لباس خارج از مملكت خود كه در حقيقت نجس مىباشد ملبس مىباشند . زيرا كه چون طفل به دنيا آمده به پارچه‌هاى فرنگى پوشيده مىشود و پس از آن‌كه مرد نيز كفنش از متاع خارج است . از اين دو گذشته ساير ملبوساتش و اثاث البيتش و مبلش از خارجه است . با اين‌كه ممكن است بيشتر ما يحتاج خود را از وطن خود به دست كرده و به هيچ‌وجه محتاج متاع خارجه نشود . البته مملكتى كه حالش اين شد و تمام نقدينه‌اش در عوض متاع به خارجه رفت ، فقير و تهىدست مىشود . بر اعلىحضرت اقدس شاهنشاهى كه تمام خيالش در اصلاح نواقص مملكت ايران است واجب است كه نظرى به مطالب مذكوره بفرمايد . حكم لازم نيست كه مردم لباس خارجه نپوشند . اگر شخص مقدس پادشاه خود به لباس بافته شده در ايران درآيد و از آن متاع تمجيد بفرمايد ، بعد از اندك زمانى ، تمام مردم متاع ايرانى خواهند پوشيد و از روى طبيعت درست خواهد شد . زيرا كه افعال پادشاه ، پادشاه افعال است . چنان‌كه در يكى از شهرهاى اروپا ، يكى از تجار مقدار زيادى از ماهوت مخصوص در حجرهء خود داشت كه قريب دويست هزار تومان ارزش داشت و سالها در حجرهء تاجر مانده بود و كسى از او نمىخريد . پادشاه مملكت يك روز از حوالى حجرهء او گذشت ، تاجر را مهموم و مغموم ديد . او را پيش طلبيد و سبب پرسيد . داستان يكسره عرض كرد . فرمود راهش پيش من است و فورا چند ذرع از آن ماهوت خريد و داد خياط برايش لباس دوخت و پوشيد . يك روز در حضور وزرا و اركان از پارچهء مذكور تمجيد و تحسين كرد . روز ديگر باريافتگان حضور از آن پارچه خريدند و ساير مردم به